- سُهاٰد .
کجا گذاشتهای و رفتی ای عزیز دلم؟ سُهاٰ
پیکر و تابوت و آقا و وداع
چه مراعات نظیریست خدا رحم کند . .
سُهاٰ
دلم میخواست قابهای حضورت در حسینیه را ثبت کنم؛
اما حتی قابِ آخرین وداعت هم سهم من نشد . .
ادمیننویس
سُهاٰ
عاشق آنقدر شبیه معشوق شد
که حتی مراسم تشییعاش،
خود یک اربعین حسینیشد . .
سُهاٰ
ای کاش از این کابوس ترسناک بیدار شوم
و تو باشی بی آنکه تار مویی ز سرت کم شده باشد . .
سُهاٰ
- سُهاٰد .
وقت تمام شد . . سُهاٰ
مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر ؛
شهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر . .
سُهاٰ