- سُهاٰ .
گر زِ درون شکستهای ؛ فاش مکن که خستهای : ) _سیمین بهبهانی
گر رسم زمانهست همرنگ جهان بودن
من رنگ خودم باشم ، رسوا شدنم بهتر . .
سُهاٰ
خونه مامانبزرگم، بالای کولر یه لونهست که توش چندتا جوجهست.
نشسته بودیم توی حیاط که یهو صدای جیکجیک اومد...
دیدیم یکی از جوجهها از لونه افتاده پایین!
خلاصه عملیات نجات جوجه یازده رو با موفقیت انجام دادیم و برش گردوندیم توی لونه. 😂
البته... دو دقیقه بعد دوباره افتاد پایین. :/
ادمیننویس
سُهاٰ
935.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاحالا انقدر نگران یه جوجه نبودم :)
(غذاش رو داریم با تجویز دامپزشک میدیم😂)
سُهاٰ
- سُهاٰ .
تاحالا انقدر نگران یه جوجه نبودم :) (غذاش رو داریم با تجویز دامپزشک میدیم😂) سُهاٰ
داریم علائم جوجه رو برای دکتر چت جی پی تی شرح میدیم..😂
امیدوارم تا فردا زنده بمونه
فکر نمیکردم آدم بتونه توی این مدت کوتاه هم به یه موجود زنده اینقدر دل ببنده...
الان واقعاً حالم گرفتهست.
شمایی که حیوان خونگی دارید، جدی چطوری با این همه وابستگی و نگرانی کنار میاید؟ 🥲
مُحَرَم
ماه حسین ؛
خدانگهدارت !
نمیدانم دوباره
تو را خواهم دید یا نه ؟
اما اگر وزیدی
و از سر کوی من گذشتی
سلامم را به اربابم برسان . .
و اگر این آخرین مَحَرَمم باشد
بگو همیشه برایت
مشکی به تن میکرد
و دوست داشت نامش
با نام تو عجین شود .
گرچه جوانی میکرد
اما از اعماق وجودش
دلبستهی حسین بود
با چای روضه صفا میکرد
و سرش درد میکرد برای نوکری
مُحَرَم ، ماه اربابم ؛
تورا به خدا میسپارم
و دلم شور میزند
برای صَفَری که
از سَفَر میرسد . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
حال ِمن حال ِجوانیست که یک ماه ِتمام در پـی ِ کـسـب ِ جـواز ِ حـرمـت پـیـر شـده
به غبار ِ حرم ِ کربُ بلایت سوگند؛
دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
نجف نرفته نمی فهمد این معانی را به شوق شهر نجف طی کنم جوانی را . . سُهاٰ
همه عمر بر ندارم سر خود ز آستانش
که فقط سپرده ام دل به علی و خاندانش . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
خلیج فارس خانه ماست . . سُهاٰ
چند ماهیست غرقِ غم هستیم
مثل ماهی به جوب افتاده
عده ای رقصشان تمام شده و
یادشان به جنوب افتاده . .
سُهاٰ
نمیدونم چرا اینطوری شد؛
فقط میدونم همه چیز از ۱۳ دی ماه ۹۸، حوالی ساعت ۱:۲۰ شروع شد . .
ادمیننویس
سُهاٰ