- سُهاٰ .
دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم دو قدم روضه بخوانم ؛ دو قدم گریه کنم بروم سمت
_ و رجائی کربلا . . :)
قند زائر همیشه میافتد
از تماشای قد ایوانش
بیسبب نیست اینکه میگویند
نجف و دهین فروشانش . .
سُهاٰ
خواهرم واقعاً باید خدا رو شکر کنه که منو داره.
عکساشو من میگیرم، فیلماشو من میگیرم، ادیتشم من میزنم . .
ایشون فقط استوری میکنه و تمام. 🗿💔
ادمیننویس
سُهاٰ
- سُهاٰ .
حسین ؛ یعنی کُل کائنات . . سُهاٰ
هزار مرتبه از ریشه، ریشه کن شدهام
اگر که خم نشدم چون تو استخوان منی . . :)
سُهاٰ
- سُهاٰ .
در جوانی هر مدل باده و مِی نوشیدم راستَش هیچ کدام چایی ارباب نشد . سُهاٰ
هر بار کامم تلخ میشد از غم دنیا
چای عراقی بود کامم را عسل میکرد . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
نَجَف سُهاٰ
در وقت جدایی از نجف فهمیدم
آدم از بهشت با چه حالی میرفت . .
سُهاٰ
نمیدونم از رسیدن لحظه وصال خوشحال باشم،
یا از روبه اتمام رفتن سفر ناراحت . . :)
ادمیننویس
سُهاٰ