خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است . !
سُهاٰ
- سُهاٰ .
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است . ! سُهاٰ
گر ز درون شکسته ای،
فاش مکن که خسته ای . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
طرحِ انگورِ ضریحِ تو به یادم آورد که در میکدهات روبه خلایق باز است :) _احمد علوی سُهاٰ
زائران درگهت را بر در خلد برین
می دهند آواز طِبتُم فادخلوها خالدین . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد و شکست . . سُهاٰ
چشم بر هم زدنی دیدم و رویا شد رفت
آن بهاری که به دامان تو زیبا شد رفت . .
_یاسنیمهشب
سُهاٰ