در نجف بودیم و باز از او نجف میخواستیم
عقل حیران بود از آنچه عشق با ما کرد . . :)
سُهاٰ
- سُهاٰ .
خنده هایم را نبین این خنده ها غمگین تر است هرچه از دل خنده کردم من دلم سنگین تر است یک مَثَل را
اگه منِ «خرداد پارسال» و منِ «خرداد امسال» باهم حرف بزنن، اصلا همو نمیشناسن . . :)
ادمین نوشت
سُهاٰ
- سُهاٰ .
در نجف بودیم و باز از او نجف میخواستیم عقل حیران بود از آنچه عشق با ما کرد . . :) سُهاٰ
سوگند بہ اذانی کہ پدرخوانده بہ گوشم
من ذره ای از مِهر علی را نفروشم . . .
سُهاٰ
امام کاظم میدونست ما ایرانیا دل نازکیم،
بزرگترین داراییش رو به ما بخشید . .
تولدت مبارک بابای امام رضا :)
- سُهاٰ .
یه جوری تصوراتم از آدمای اطرافم عوض شده که دیگه نمیتونم مثل قبل به حرفاشون دل ببندم. انگار یه پرده
دیدی وقتی بیشتر از همیشه نیاز داری با یکی حرف بزنی، انگار هیچکس نیست . .
حتی همون آدمهایی که ساعتها به درد و دلهاشون گوش دادی و کنارشون موندی .
بعضی تنهاییها درست از جایی شروع میشن که فکر میکردی تنها نمیمونی :)
ادمیننویس
سُهاٰ
- سُهاٰ .
اگه منِ «خرداد پارسال» و منِ «خرداد امسال» باهم حرف بزنن، اصلا همو نمیشناسن . . :) ادمین نوشت سُهاٰ
نه بیمارم نه خوشحالم
نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل
گهی از هر دو بیزارم
گهی شاد و غزل خوانم
گهی از درد بی تابم
چهغوغاییستدراینعالم
که من حیران حیرانم . . !
سُهاٰ
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داره میاد دوباره باز
بوی مُحَرَم :) ❤️🩹
سُهاٰ
- سُهاٰ .
نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل گهی از هر دو بیزارم گه
خندههایم عصبی بود نمیفهمیدند
گریهام نصف شبی بود، نمیفهمیدند
هرچه میگفتم از احوال خودم انگاری
من زبانم عربی بود، نمیفهمیدند . . :)
سُهاٰ