بچه که بودم، فکر میکردم در روزهای اول محرم یک جنگ در گرفته و هر روز یک نفر به شهادت رسیده و فردا نفر بعدی.
فکر میکردم علی اصغر را روز هفتم کشته اند، علی اکبر را روز هشتم، حضرت عباس را روز نهم و روز دهم هم امام حسین علیه السلام..
در همان عوالم کودکی فکر میکردم چه مصیبت بزرگی است اینکه هر روز یک عزیز از دست بدهی و فردا هم منتظر داغ جدیدی باشی.
اما کم کم فهمیدم همه را یک صبح تا غروب کشته اند.
مصیبت بزرگتر شد.
تصور کن تا میایی برای یکی اشک بریزی دیگری عازم میدان است.
امان نفس کشیدن نمی دهد این داغ ها.
حالا فکر کن اگر قرار بود عاشورا را فقط عاشورا گریه کنی، دق میکردی.
اینجاست که امام مونسی دلسوز است و نمیگذارد تو با داغش جان بدهی.
برای غمش هم بساط پهن میکند و بزم اشک به راه می اندازد تا تو وسعت این مصیبت را یکجا نچشی و آرام آرام آماده ی عاشورا شوی.
آرام آرام اشک بریزی تا عصر روز دهم خسته باشی و نفهمی چه گذشت.
ما دو ماه عزاداری میکنیم که عصر عاشورا نمیریم.
_حسین حقیقی
سُهاٰ
این جهان پوچ ترین معرکه در دیدهی ما بود و از این رو هرگز
سر عمری کهسپر شد به لبِتیغِقضاوت، گلهای نیست ز خلق . .
_هادی خالقی
سُهاٰ
- سُهاٰد .
| و امروز، خانوادهی کوچیکِ سُها، چهارصد نفره شد . . ࣪⊹ 400 ── ✧ ── 500
| و امروز، خانوادهی کوچیکِ سُها، پانصد نفره شد . . ࣪⊹
500 ── ✧ ── 600
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی خاطره ها، با رنگ ساخته میشن . . :)
سُهاٰ | صَبُورٰآءْ
- سُهاٰد .
دلخوشیِ هرساله ما :) سُهاٰ
مادرم گفت اگر این همه عزت داری
پدری کرده برای تو اباعبدالله . .
سُهاٰ
- سُهاٰد .
یعنی باور کنم ؟ سُهاٰ
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانه ما فرق کند غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری
قد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشدُ
ناگاه چون صبح شود ماهمحرم شده باشد
از داغ جگر سوز تر آن است که آن را
از اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای وای از آن دل که خبر پشت خبر
باز با موج غم و دردِ دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ است
هرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمی دیدم از این دست پریشان
من باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی
بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زنده ای و باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه درهم شده باشد . .
سُهاٰ