ده سال بعد.
پسر: بابا چی شد مامان رو گرفتی؟
پدر: تو تجمعات رفتم چایی بخورم. یهو یه چی محکم خورد تو سرم.
برگشتم دیدم میله پرچم مامانت کج شده
تعجب کرد هول شد بجای ببخشید
گفت: تو فوق هر چه آهنی.
منم گفتم: بزن که خوب میزنی.
😅🇮🇷
سُها؛
از دفعاتی که تو ماشین داداشمم خوشم میاد😂💔 مدیونید فکر کنید میتونم فوضولی کنم چون
😌😂
بچه خوبی بود برام انرژی زا خرید