- کاش اصلا نبودم . .
کاش نبودی . .
کاش میشد همه چیز را با تختِه پاککن پاک کرد .
کاش یکی از آجرهایِ خانهات بودم .
یا یک مُشت خاكِ باغچهات .
کاش دستگیرهیِ اتاقت بودم تا روزی هزاربار مرا لمس کنی .
نه . .
کاش دستهات بودم .
کاش چِشمهات بودم .
کاش دلت بودم . .
نه ؛
کاش ریههات بودم تا نفسهات رو در من . .
فرو ببری و از من بیرون بیاوری
کاش من تو بودم .
کاش تو من بودی ؛
کاش ما یکی بودیم . .
یك نفرِ دوتایی . .
- مصطفی مستور