eitaa logo
سُهـٰاد🌱
301 دنبال‌کننده
393 عکس
73 ویدیو
3 فایل
'بسم‌الله‌نور سهاد: شب زنده‌دار اگر حقیقت روایت نشود، باطل به دروغ روایت می‌کند..🌱 اینجا، انباری ِ ثبتی‌جات، مکتوبات و دست‌نوشته‌های یه ماجراجوی بی‌انتها... ✍️ جهت ارتباط @zed_you8 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_99d99em&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
سُهـٰاد🌱
این برای یه ماه پیشه. صدای شلیک میومد..🚶🏻‍♂
مرا دردیست اندر دل، که گر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم؛ ترسم که مغز استخوان سوزد. 🌱
‌در دلم غوغاست اما راز داری بهتر است!
شاخه یِ خشکِ تنم را بَرگ و باری آرزوست ... - سیمین بهبهانی
روایت ِآن روز ِتلخ... ساعت حدود ۴ و خورده‌ای بود، مامان روی کاناپه خواب بود. مهدی آمده بود خانه‌ی ما؛ با محمد، گوشی به دست جلوی تلویزیون نشسته بودند. من هم امتحان نهایی دینی داشتم و گه‌گاهی باهاشان حرف می‌زدم. سراغ گوشی رفتم. کمی بعد خبری خواندم مبنی بر فرود آمدن فوری ِهلیکوپتر رئیس جمهور! اهمیت ندادم و گفتم چیزی نیست. کمی بعد گذشت و خبر‌ها زیاد می‌شد. هر چه می‌گذشت به دلهره‌ام اضافه می‌شد. حسی مبهم در گوشم می‌گفت که اتفاق ناگواری افتاده. مامان چشم هایش را باز کرد. گفتم هلیکوپتر آقای رئیسی نیست. درجا پرید و سراغ گوشی رفت. همه چشم هایمان به صفحه موبایل و گه‌گاهی تلویزیون بود. شروع کردیم به تحلیل این اتفاق! مهدی شوخیش گرفته بود و می‌گفت: فکر کن قطع نخاع شود،یا جانباز ، وااای خدا نکند! هر کدام چیزی می‌گفتیم و هر چه می‌گذشت بیشتر به جدیت ماجرا پی می‌بردیم. مهدی رفت خانه‌ی‌شان. هر کس نذری کرده بود. من هم برای کاری باید منزل دوستم می‌رفتم. رفتم آنجا و احوال آن‌ها نیز پریشان شده بود. نفهمیدم چه‌طور شب شد. ولی ساعت ۱۰ و نیم بود که تصمیم گرفتیم بخوابیم. من آدمی هستم که هر گاه اراده کنم خوابم می‌برد؛ مگر اینکه نشخوار فکری بدی داشته باشم. آن‌شب بر خلاف شب‌های دیگر، خوابم نمی‌برد و ذهنم با هر منطقی می‌گفت که دیگر زنده برنمی‌گردد! اصلاً در آن سرما، کوه و سنگ‌ها ، با تصور سقوط، چه کسی زنده می‌ماند؟ خیلی‌ها امید داشتند و من انگار الهام شده بود که او دیگر رفته! برای نماز صبح بیدار شدم و بعد اخبار را چک کردم همچنان خبری نبود، باز پلک روی هم گذاشتم و خوابیدم. ساعت ۸ چشمانم را که باز کردم،
و من از همان ابتدا تا همین الان مطمئنم این اتفاق، طبیعی نبود و مافیایی در کار است...
هر کی این بازی رو یادش نمیاد🥲
‌ میزند بَرﻫﻢ جهاﻥ رﺍ هر ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻝ بشکند ... ‌ -
دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج شاخه را مرغ چه داندکه قفس خواهد شد... -