ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
-وحشی بافقی
سُهاد ؛
--
شناسنامه من یک دروغ تکراری است
هنوز تا متولد شدن مجالم هست
-محمد علی بهمنی