#مشق_جامعه_شناسی
این قسمت: بنبستِ اصالت
📜 @soltan_mohammad
سُلْطَانْمُحَمَّدِخُدَابَندِه|محمدکریمی
#مشق_جامعه_شناسی این قسمت: بنبستِ اصالت 📜 @soltan_mohammad
#مشق_جامعه_شناسی
این قسمت: بنبستِ اصالت!
🤔 احتمالا شما هم بارها در سطح شهر دیده اید که یک مغازه، روی بنری بزرگ نوشته: به علت تغییر شغل، کلیه اجناس به قیمت خرید!
🔰 این روزها تغییر شغل و تنوع شغلی خیلی عجیب نیست. مثلا کسی را میشناسم که معاون آموزشی یک دبیرستان مطرح در اصفهان است و شبها به عنوان مشاور املاک فعالیت میکند! اینکه افراد برای گذران زندگی در این شرایط نامساعد اقتصادی شغلهای پاره وقت متعددی دارند عجیب نیست و اتفاقا گاهی عادی هم شمرده میشود؛ اما این اتفاق روی دیگری هم دارد.
🤦♂️ وقتی افراد در طول زندگی کاری خود شغلهای متعددی را تجربه میکنند و مشاغل گوناگونی را امتحان میکنند، کمتر فرصت تأمل و درنگ و عمیق شدن در آن کار را مییابند و به مرور با افراد خبره کمتری مواجه میشویم!
♟️در این شرایط است که #اصالت و جاافتادن در کارها دیگر معنا ندارد و دیگر خبری از آن فوت و فنهای کوزهگری نیست که استاد کارها بخواهند به شاگردانشان بیاموزند!
🔮 به بیان دیگر: جامعهای که آدمها در آن فرصت جاافتادن در هیچچیز را پیدا نمیکنند، فقط متخصص کمتری تولید نمیکند؛ بلکه امکان شکلگیری یک #هویت_حرفه_ای پایدار را هم کمتر میکند.
هویت حرفهای یعنی اینکه یک نفر آنقدر در یک کار #زیسته باشد که آن کار بخشی از او شده باشد، نه اینکه صرفاً یکی از چند فعالیتی باشد که انجام میدهد.
🎭 نمونه دیگرش امثال خود من! من از آن دسته افرادی هستم که خیلی کم به پیشنهادهای کاری نه میگویم. به همین خاطر طی این ده سالِ گذشته، از کارهای اجرایی تا تدریس را تجربه کردهام و موضوعات مختلفی را نیز تدریس کرده ام، از تفکر تا عربی و قرآن و از مطالعات اجتماعی تا جامعه شناسی! وقتی به این سالها نگاه میکنم، هرچند این کارها برای خود من جذابیت داشته و هرچند سعی کرده ام نکات تازه و بدیع برای دانش آموزانم داشته باشم؛ اما گاهی میبینم که با یک معلم جا افتاده که به همه چم و خمهای کار مسلط باشد فاصله داشته ام!
😅 چند وقت پیش نیز برای تهیه غذای پرنده به یکی از همین پتشاپها رفتم و وقتی از او مشورت خواستم دیدم که خود او هم خیلی مسلط نیست و خیلی وارد نیست، لذا از مشورت کردن با او گذشتم و همانکه خودم قبلا سرچ کرده بودم را خریدم و از مغازه بیرون آمدم.
🎯 آری وقتی افراد فرصتهای شغلی متعددی را تجربه میکنند و تلاش میکنند همه تخممرغهایشان را داخل یک سبد نگذارند، باید شاهد #جامعه ای باشیم که با افرادی مواجه است که تجربههای متعدد دارند، در زمینههای مختلف علم و آگاهی دارند ولی خبره هیچکاری نیستند و نمیتوانند حرف آخر را بزنند!
این مسئله یک وجه دیگر هم دارد: شاید مسئله این نباشد که آدمها دیگر نمیخواهند متخصص شوند؛ بلکه شرایط زندگی، فرصت متخصصشدن را از آنها میگیرد.
✅️ به بیان دیگر، ناامنی و تنوع #اجباری در مشاغل، منجر به تجربههای متعدد و پراکنده میشود و این اتفاق مانع از جا افتادن افراد میشود. در نهایت امکان شکلگیری هویتهای حرفه ای با مشکل مواجه میشود و در دراز مدت با کم رنگ شدن اصالت در کارها، جامعه از تجربههای انباشته تهی میشود و سطح حرفهها تنزل پیدا خواهد کرد...
👈 واقعا اگر همه مجبور باشند همیشه آمادهی رفتن باشند، چه کسی فرصت میکند واقعاً جایی بماند و استاد شود؟
📜 @soltan_mohammad
#یادداشت_های_توئیتری
ایکاش میتوانستم تا قبل از شروع سال تحصیلی جدید، یک سر میرفتم #میناب شاید این بغض ۲۰۰ روزه میترکید و این دل داغدار کمی آرام میگرفت.
داغ #مدرسه_میناب هیچگاه سرد نخواهد شد. 💔😔
📜 @soltan_mohammad
#لحظه
بـه احتیـاط ز دسـت خضـر پیـالـه بگیـر
مبـاد آب حیـاتت دهـد بـه جـای شـراب
#صائب
📜 @soltan_mohammad
#فیش_برداری
مدرن بودن به معنی امروزی آن، ناتوانی در توقف و به ویژه ناتوانی در ثابت ایستادن است. ... کامیابی همیشه در آینده است و دستاوردها، جذابیت و پتانسیلِ خشنودیِ خود را در لحظه دستیابی و گاهی قبل از آن از دست میدهند. #مدرن بودن به معنای دائماً از خودمان جلوتر بودن و در حالت طغیان دائمی بودن است.
کتاب تأمل برانگیز #مدرنیته_سیال زیگموند #باومن
📜 @soltan_mohammad
هدایت شده از خانه جوانان استان اصفهان
#گزارش_تصویری |📸دوره آموزشی #حضوری من کی ام اگه اینطوره چرا؟
☀️رویداد تابستانه نقش جوان
👨🏻🏫 مدرس: محمد کریمی
#نقش_جوان
____
🌱خانه جوانان استان اصفهان
@khaneh_javanan
#یادداشت_های_توئیتری
فردا اول مهره و شروع سال تحصیلی جدید و من هنوز اسم و فامیل نیمی از دانش آموزان سال گذشته ام را بلد نیستم...😊
📜 @soltan_mohammad
سُلْطَانْمُحَمَّدِخُدَابَندِه|محمدکریمی
#معلمانه #پرونده_باز #انقلاب_مشروطه 📜 @soltan_mohammad
#معلمانه
هفته پیش بالاخره با وسواس فراوان، پاور جلسه اول را نهایی کردم. #پرونده_باز عنوان کارگاهی است که برای دانش آموزان نهمی یکی از مدارس خوب اصفهان طراحی کرده ام.
همیشه علاقه داشتم باتوجه به فهمی که طی این سالها از #تاریخ_معاصر پیدا کردهام، دورههایی برای دانش آموزان طراحی کنم. دورههایی که بتوانم فارغ از کتاب و درس و امتحان، دو کلمه حرف حساب بزنم و دو کلمه حرف جدی بشنوم...
این پاورها در واقع خروجی همان دورهای است که چندوقت قبل با سه نفر از بهترین دانش آموزان سابقم نشستیم و طراحی کردیم و اینجا کمی در موردش نوشتم...
این درسنامه که در واقع یک مجموعه کارگاه دوازده جلسهای است، قرار است با محور قرار دادن #انقلاب_مشروطه به عنوان یک پدیده ذو ابعاد تاریخی و اجتماعی،
اولا مهارتهای تفکر انتقادی را در دانش آموزان تقویت کند،
ثانیا با یک روایت مفصل و دقیق، لذت مطالعه و کشف تاریخی را به بچهها بچشاند...
مثلاً تجربهای از این جنس که دانشآموز درک کند یک واقعه تاریخی را نمیشود با گروه بندی خوبها و بدها، تحلیل کرد و اینکه گاهی برای فهم یک حادثه تاریخی باید برگردیم و از سالها بلکه دههها قبل ببینیم چگونه نیروهای اجتماعی به رخ دادن آن اتفاق منجر شدهاند و...
و من #مشروطه را انتخاب کردم چرا که
اولا معتقدم مهمترین اتفاق سیاسی اجتماعی #ایران_معاصر طی دویست سال اخیر، همین اتفاق است و فهم آن، کلید فهم بسیاری از اتفاقات قبل و بعد از آن است
و ثانیا معتقدم روایت مشهوری که از مشروطه و بالخصوص از #قاجاریه در بین عوام و بسیاری از خواص مطرح است، اشکالات فراوان دارد و من به عنوان یک #معلم و #مربی به سهم خودم میخواهم دانشآموزان را با روایت دیگری از این دوره مواجه کنم و فرصت بدهم خودشان یبه صورت #روشمند درباره آنچه شنیدهاند، فکر کنند.
📜 @soltan_mohammad