eitaa logo
سلطان نصیر
2.6هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
395 ویدیو
243 فایل
موضوع کانال: ادیان و عرفان و اسطوره و علوم غریبه و خفیه و ماوراء و نجوم و دشمن شناسی با رویکرد آخرالزمانی و مسئله ظهور حضرت صاحب الامر عجل اللّه آدرس جیمیل ما : 👇 @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">Soltan313nasir@gmail.com کپی بدون ذکر منبع مجاز نیست
مشاهده در ایتا
دانلود
حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان جناب امیرعبداللهیان وزیر امورخارجه کشور و اشاره تلویحی ایشان به این موضوع که جمهوری اسلامی ایران و دولت سید ابراهیم رئیسی بخش هایی از سند 2030 را امضا نموده و متعهد به اجرایش شده است. @soltannasir
ایام شهادت مظلومانه بی بی دو عالم سیده النسا العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر فرزند گرامی اش حضرت مهدی موعود و منتقم عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه شیعیان و محبین  حضرتش تسلیت و تعزیت باد.  @soltannasir
@soltannasir    {شواهدی بر نوشته های پیشین ۲}         { دیوها موجودات بادی } 《پیکر گردانی دیو به ابر سرخاب دیو در هیات ابری بر رستم ظاهر می شود و به جانب او سنگ می اندازد: یکی ابر آمد به ناگه پدید که تاریک گردید از او روی شید خروشی بر آمد از آن تیره ابر تو گفتی بغرّید صد بیشه ببر ...سه سنگ گران بر تهمتن فکند همی نعره می زد ز ابر بلند ...فرود آمد از ابر سرخاب دیو به پیکار رستم سرافراز نیو (۸۸۰۲ _ ۸۷۸۷) مضمون پیکر گردانی دیو به ابر و سنگ باراندن او نخستین بار در شاهنامه دیده می شود که دیو سپید و یارانش به ابر تبدیل می شوند و بر کاووس و لشکر ایران می تازند: شب آمد یکی ابر شد با سپاه جهان چون روی زنگی سیاه این بن مایه در داستان های پهلوانی ایران و کشورهای دیگر باز نمونه هایی دارد. مثلا در خود همین منظومه (زرین قبانامه) فریلاس و کمهران دیو هر دو در پیکر ابر ظاهر می شوند (۱۳۸۵۱ _ ۱۳۹۱۹ و ۱۵۲۹۱ _ ۱۵۵۷۶). در سام نامه ابرهای دیو به هیات ابری در می آید و پری دخت و رضوان پری را از پیش سام می رباید. در طومار هفت لشکر غرقاب دیو به شکل ابر، سام پسر فرامرز را در آوردگاه از روی اسب می برد. در اساطیر ژاپن نیز ئونی موجودی دیوفش و شاخدار با سه چشم و سه انگشت است که از میان ابر فرود می آید و دختری را در راه می رباید. در یک داستان ایتالیایی هم دیو به پیکر ابری ظاهر می شود و هر سال دختری را از شهر می برد و در صورت پرهیز مردم از دادن دختر بر آنها سنگ می باراند. (مشابه سرخاب دیو ابرشده در زرین قبانامه) 》(مقدمه دکتر سجاد آیدانلو بر منظومه زرین قبانامه صص ۱۵۶ و ۱۵۷) پ ن: بین دیوها در اوستا و متون پهلوی نظیر کماله دیوان که مقابل ایزدان قرار دارند و دیوها در ادبیات عامیانه باید فرق قائل بود. دسته نخست نامیرا هستند اما دسته دوم عمدتا میرا هستند و  نوع خلقتشان از باد است و با باد مرتبطند و به نوعی باد متراکم می باشند. @soltannasir
ولادت با سعادت سیده النسا العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر فرزند بزرگوارش (یگانه منجی بشریت) حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه شیعیان و محبین حضرتش تبریک وتهنیت باد. @soltannasir
میلاد با سعادت شاه جوانمردان (فتیان) مولود کعبه، مظهر العجائب، اسد الله الغالب، غالب کل غالب و مطلوب کل طالب، صاحب المفاخر و المناقب، امام المشارق و المغارب امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ابوتراب) علیه السلام بر فرزند بزرگوارش حضرت صاحب الزمان عجل الله و همه شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد.   {...بعد از آن _در واقعه_ دیدم که شیری پیدا شد سرخ و سینه او سفید و چهار مار به زیر دست و پای او. چون آن شیر را دیدم، فرحی از وی به من رسید. این شیر هر دو دست برآورد و مرا کنار گرفت و به کنار گرفتن قوّت کرد و من از کنار گرفتن به قوت او، قوتی عظیم یافتم و آن شیر ناپیدا شد و بعد از آنک، مردی در این خرگاه درآمد و محاسن سرخ داشت و ازار کوشنی گران پوشیده و فرمود که مرا می شناسی؟ من امیرالمومنین علی ام و آن شیر من بودم که به مدد تو آمده ام و مرا بشارتی داد و برفت و گفت تو از جمله پیران محققی. و می فرمودند. شیخ قدس سره که چون این حال بر من گذشت، مرا علتی پیدا شده بود، چنانک جماعتی که بامداد در آمدند، گمان برده اند که من مرده ام و از من نفسی بر نمی آمده است. }(مقامات شیخ حسن بلغاری صص ۴۷ و ۴۸) @soltannasir
{ و در بعضی از مصنفات شیخ روزبهان بقلی شیرازی قدس الله روحه مسطور است که : در عالم مکاشفه دریایی عظیم دیدم، خواستم تا در آن دریا سیاحت نمایم، تلاطم امواج آن دریا رها نمی کرد. شخصی را دیدم که در آن دریا سیاحت می نمود و دریا می برید من بر اثر او و به برکت رفتن او راه یافتم و دریا می بریدم تا در این طریق به معنی سالها برفتم. چون بر کنار ساحل رسیدم، امیرالمومنین کرم الله وجهه _را_ دیدم، در قدم مبارکش افتادم، مرا بنواخت و فرمود که :روزبهان این دریا من بریدم و تو به برکت متابعت من بریدی. بشارت باد که نسل تو منقطع نخواهد بود والله اعلم.} (تحفه اهل العرفان ص ۴۹ ) @soltannasir
فرا رسیدن میلاد باسعادت یگانه منجی بشریت، ختم ولایت خاصه محمدیه، صاحب مقام قطبیت کبری، سلطان نصیر، اباصالح المهدی، بقیه الله الاعظم، ولی عصر، حضرت حجت بن الحسن العسکری روحی و ارواحنا له الفدا بر همه شیعیان و محبین و منتظران ظهور و فرج حضرتش مبارک باد. 🌸ان شاالله فردا  با سه ارسال در خدمت شما گرامیان خواهم بود🌸 @soltannasir
@soltannasir      {نامیرایی جسم در بعضی مکاتب باطنی ۱} 🔶در اکثر مکاتب باطنی و سِرّی تا آنجایی که بنده تحقیق نموده ام. نامیرایی جسم مسئله بسیار مهمی است و یکی از آمال و آرزوهای مکاتب سری رسیدن به این مهم است. از بعضی بزرگان مکاتب باطنی و سرّی غربی نقل شده است که اگر فردی عاشق علوم باطنی و اسراری است. دنبال جمع کردن علوم در خویش نباشد و بهتر است که تمام عمر خویش را به دنبال راز نامیرایی جسم سپری کند و چون به این مهم دست پیدا کند. آنگاه در ادامه زندگی خویش می تواند در هر دوری از زندگی خویش یک یا چندتا از علوم باطنی را در وجود خویش تکمیل نماید. پ ن : در تصوف و عرفان اسلامی هدف رسیدن به فنا فی الله و بقا بالله می باشد و دست یابی به نامیرایی جسم نه تنها هدف نیست بلکه می تواند حجابی بس بزرگ در مسیر لقاالله برای سالکین الی الله باشد. ضمن اینکه جمع کردن علوم مختلف از جمله علوم اسراری در خویش جز اهداف سالکین نیست. هر چند که بسیاری از مشایخ صوفیه با بعضی علوم باطنی و اسراری نظیر علم حروف و تکسیر و طلسمات و اوفاق آشنایی کامل داشته اند و این از آثارشان مشهود است. اما این آشنایی و تبحر دلیل بر این نیست که این بزرگان رسیدن به این علوم را کعبه آمال خویش قرار داده بودند. 🔷قرار بود این وجیزه مختصر را در تاریخ سالمرگ غریق استخر فرح اکبر هاشمی رفسنجانی تقدیم خوانندگان نمایم. اما بدلایلی تکمیلش میسر نگشت. علت این امر نیز این مهم است که یکی از آرزوهای غریق استخر فرح رسیدن به نامیرایی جسم از طریق رسیدن به آب حیات بوده و سرآخر به جای رسیدن به آب حیات در آب استخر فرح غرق شد یا شاید غرقانده شد.😊الله اعلم    🔶 نمی دانم ایشان با خود چه فکر می کرده رسیدن به آب حیات با رفاه طلبی و زندگی لاکچری وی همخوانی نداشت. فردی که دنبال این متاع گرانقدر است نخست باید باید یک استاد علوم خفیه پیدا نماید و با ریاضت و ترک حیوانی جلالی چشمان خود را نسبت به وادی موجوداتی نظیر جنیان و پریان و امثالهم باز نماید. و سپس یا روحانیت خویش را تقویت نماید و سعی کند که طلب آب حیات را بالکل فراموش نماید. و در ریاضت و عبادت بکوشد تا بتواند به دعوت اسم حی مبادرت ورزد تا وی را به سرچشمه آب حیات ببرند. (در بعضی کتب چون کتاب بحرالغرائب صفحه ۲۲۷ اشاره شده که در دعوت دو اسم حی و قیوم این مهم رخ می دهد ) آنگاه باید از آب حیات ننوشد تا خداوند جان ابدی کرامت فرماید اما وی خطا کند و بنوشد و صاحب جسمی شود که حداکثر تا نفخ صور زنده باشد و با نفخ صور بمیرد. 😊 البته نکته مهم آن است که به غیر از روحانیت بالا باید طلب آب حیات را بالکل فراموش نماید و واقعا آن را از دل و جان نطلبد. اگر غیر این باشد احتمال موفقیت در دعوت بسیار پایین است اما چون به سرچشمه آب حیات ببرند آن گاه با طلب گذشته اش روبرو شود اینجا باید بقایای شخصیتی که طالب آب حیات در وی بوده زنده بشود و عنان اختیار را به دست گیرد و بنوشد. چنین عملی نیاز به مراقبات دقیق و قوی و پیشرفته بعضا از نوع شرقی دارد. تا بتواند موکلین دعوت را نیز گول بزند. 😊 (اما خداوند و ساکنین ملا اعلی را هرگز نمی تواند فریب دهد در واقع وی مکر می نماید اما نمی داند که خداوند نیز با وی مکر نموده و می گذارد چند صباحی در چراگاه دنیا بچرد اگر نظر لطف خداوند شامل حالش باشد کاری خواهد کرد وی خود پس از سالها یا قرن ها زنده ماندن خسته شود و بدینجا برسد که شکر اضافی خورده است نه آب حیات 😊 اما اگر نظر لطف نباشد راه سقوط به درکات جهنم را بر وی باز می نمایند و راه صعودش را می بندند و آنگاه با امتحانات و ابتلائات کاری خواهند نمود که خود پله پله سقوط نماید) پ ن : همیشه استثنائاتی وجود دارد جناب میرسلیمان رهبر نورستان که از احفاد سید نورالدین شاه نعمت الله ولی کرمانی می باشند جز اولیایی هستند که استثنا می باشند. روش دیگر برای افرادی که توانایی روحانیت پایین تری دارند و نمی توانند به دعوت سنگینی چون دعوت اسم حی مبادرت ورزند. و شانس موفقیت در این عمل را کمتر می دانند. این است که پس از باز کردن چشم هایش نخست جن یا موکلی به خدمت بگیرد. سپس بتواند استادی پیدا نماید که با پریان ارتباط داشته باشد در غیر اینصورت باید لطافت خویش را آنچنان بالا ببرد تا بتواند با آنان ارتباط برقرار نماید. سپس اگر موفق شد  داستان ها و افسانه های آب حیات و امکنه ای که در این داستان ها آمده که آب حیات در آن وجود دارد را جستجو نماید. برای این مهم باید با چند نفر دیگری که‌ آنها نیز چون خودش اهل باشند وگرنه تنها بار سفر ببندد و در دل کویر و کوه و ... دنبال آب حیات بگردد. ادامه...👇 @soltannasir
@soltannasir      {نامیرایی جسم در بعضی مکاتب باطنی ۲} ادامه...👇 در این داستان ها ممکن است به موجودی یا موکلی اشاره شود که راز آب حیات را می داند باید وی را پیدا نماید. علی ای حال شیوه تجملی ای که غریق استخر فرح در پی آب حیات بود مطمئنا منجر به نتیجه نمی شد که ذوالقرنین که خداوند هر نوع اسبابی را برای وی مهیا کرده بود به این دولت نرسید و خضر علیه السلام که دنبال آن نبود اتفاقی از آن نوشید. لُب سخن بنده اینجا این است که آن که آب حیات یا گیاه حیات و ...نصیبش می شود و می تواند جسمش را نامیرا نماید. ولو اگر انسانی رحمانی نباشد و از اولیای طاغوت باشد نخست اینکه نوعی دولت دارد و دوم اینکه تلاش ها و اعمال وی و امتحاناتی که سپری نموده باعث این مهم شده که وی بتواند به آب حیات یا هر طریق جاودانگی دیگری دست پیدا نماید و میراث داران و محافظین اسرار جاودانگی در هر دو سوی ماجرا (نور و ظلمات) در وی لیاقتی دیده اند که گذاشته اند وی به این مهم دست یابد. یعنی آن اولیای طاغوتی که نظیر بعضی بزرگان مکاتب سری غربی که تا کنون زنده می باشند. نیز مقبول دئوه ها بوده اند. اینجا باید بدین نکته بپردازم که جادو و جاودانگی در مکاتب سری هم قوانین خاص خودش را دارند. اگر یک کیمیاگر غربی که جز اولیا طاغوت است راز جاودانگی را به اربابان قدرت های ظاهری  (سیاست مداران) که عمدتا عضو سطوح ظاهری مجامع مخفی هستند و هرگز نتوانسته اند از بعضی سطوح سلوک باطنی این طریقه ها عبور نمایند ببخشد. این سِرّ شکنی برای وی بسیار گران تمام خواهد شد و دئوه ها (ایزدان مورد پرستششان) جوری حال وی را خواهند گرفت که دیگران خیال چنین خطایی را ننمایند. لُب سخن بنده اینجا این است که‌ جادو و ماورا نیز قوانین خاص خویش را دارد و یک جادوگر ولو از نوع غربی و گنوسی مسلکش که یهوه را خدای فرودست و شرور می داند. با اینحال سعی می نماید قوانین عالمی که وی خلق نموده را بشناسد و آنها را بدرستی در راستای اهداف خود بکار بندد. وی بخوبی می داند که تخطی زیاد از قوانین عالمی که مخلوق یهوه است باعث خشم وی و فرشتگانش بر او خواهد شد و تاوان خواهد داد.  نکته : اگر از بزرگانی چون حضرت خضر علیه السلام و میرسلیمان رهبر نورستان و حداکثر چند نفر دیگر چشم پوشی نماییم عمده افرادی که توانسته اند در هر دو سر ماجرا جسم خویش را نامیرا نمایند جز اولیا الله و عارفین نیستند و از مرتبه آنان خارج هستند اما با اینحال هم قدرتمندند و هم قابل احترامتند (حتی اولیا طاغوتشان نیز در راه باطل خویش مرد هستند و قابل احترامند) بدون شک یک ولی خداوند که هنوز به کمال مطلق نیز دست پیدا نکرده (نظیر رجال الغیب و ابدال) توانایی های فوق چنین افرادی دارد. اما نباید اولیای خداوند را با بعضی از مدعیان عرفان در عصر ما که تنها اصطلاحات از بر کرده اند و عمدتا نابینایند مقایسه نمود. شرح حال بعضی مدعیان عرفان در عصر ما از قول شیخ بهایی رحمه الله این است.  از برون، طعنه زنی بر بایزید وز درونت، ننگ می‌دارد یزید 🔷 اکنون روش های رسیدن به نامیرایی را تا آنجا که بنده تحقیق نموده ام به صورت خلاصه و فشرده نقل می نمایم. و هر جا که نیاز به توضیح باشد مختصری در مورد آن توضیح خواهم داد. بخشی از شیوه ها مستند به کتب است که منابع آن  نقل خواهد شد و اگر در جایی نقل ننمایم  هر کسی با کمی جستجو  در محیط نت به فارسی یا انگلیسی می تواند بدان دست یابد. اما بخشی دیگر که ممکن است برای خوانندگان تازگی داشته باشد یافته های باطنی بنده و یا آنچه است که از اساتید سینه به سینه شنیده ام. بخشی از مطالب که با عنوان تحلیل کوتاه خواهد آمد نظرات شخصی بنده است که ممکن است بخشی از آن درست نباشد. 1⃣گیاه حیات ۱: نخستین بار از گیاه حیات در حماسه گیل گمش یاد شده است. گیل گمش حاکم شهر اریدو در سومر پس از مرگ دوستش انکیدو به دنبال راز جاودانگی تصمیم می گیرد به سرزمینی دوردست در آن سوی دریاها که اوتَنَپیشتی در آن زندگی می کند سفر نماید. اوتَنَپیشتی فردی است که از طوفان بزرگ جان سالم بدر برد و ایزدان به وی زندگی جاوید را پیشکش نمودند. (شخصیت وی بسیار به حضرت نوح نجی الله در متون ادیان ابراهیمی شباهت دارد. البته تفاوت هایی نیز دارد. ) گیل گمش پس از رسیدن به اوتَنَپیشتی از وجود گیاه حیات در ته دریا آگاه می شود و با جهیدن به کف دریا گیاه را پیدا می نماید اما گیاه توسط ماری ربوده شد و اینگونه دست گیل گمش از آن کوتاه ماند. ادامه...👇 @soltannasir
@soltannasir      {نامیرایی جسم در بعضی مکاتب باطنی ۳} ادامه...👇 پ ن : در اساطیر ایرانی نیز از گیاه گوکرن یا هوم سفید یاد شده است که به نظر می آید. همان گیاه اسطوره گیل گمش باشد. هوم سفید در ته دریای فراخکرد قرار دارد. و در فرشگرد سوشیانت با یاری ایزدان با کمک این گیاه مردمان را بیمرگ خواهد نمود. {گوید به دین که هوم سپید که گوکرن درخت خوانند، در دریای فراخکرد، بدان دریای ژرف، رُسته است، برای فرشکرد سازی دریابد؛ زیرا انوشگی را از او آرایند. }(ترجمه بندهش مهرداد بهار ص ۱۰۰) ۲:: درخت حیات در کتاب مقدس: در سفر پیدایش تورات و کتب دیگر یهودیان نظیر تلمود از درخت حیات در کنار درخت دانش یاد شده است که هر دو در باغ عدن قرار دارد. این درخت توسط محافظینی(کروبیان) مراقبت می شود. به نظر فقیر باید بین درخت حیات متون عبرانی و گیاه حیاتی که در اساطیر ایرانی و سومری در ته دریا وجود دارد تمایز قائل شد. متن تورات کتاب پیدایش در این باره {... ۲۲و یهوه الوهیم ( خدایان=جمیع قدرت های خداوند، جمیع اسما الهی چیزی شبیه الله که اسم جامع جمیع اسما است. ) گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که می شناسد خوبی و بدی را. مبادا دستش را دراز کند و از درخت زندگی هم بردارد و بخورد و تا ابد زنده باشد. ۲۳ یهوه الوهیم برای کشت و زرع خاکی که از آن گرفته شده بود او را از باغ عدن اخراج کرد. ۲۴ پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند. } (تورات کتاب پیدایش فصل سوم) پ ن ۱ : هر چند که بنده الوهیم را به مانند علمای یهود جمیع قدرت های خداوند پیشنهاد دادم اما با توجه به اینکه طبق متن یهوه الوهیم می گوید آدم به مانند یکی از ما شده است. اینجا منظور از ما با نگاه خوش بینانه (بخوانید ساده لوحانه) خداوند و فرشتگانش است. و با نگاه دقیق تر به نظر منظور خدایان است. سر و کله زدن با متن کتاب مقدس علی الخصوص عهد عتیق بسیار مشکل است  و توجیه نوشته های این کتب برای ما مسلمین سخت است در بعضی قسمت های عهد عتیق بعضی ویژگی های بعل اوگاریتی در مورد یهوه بکار رفته است. به عنوان یک محقق بی طرفانه عرض می نمایم. بالشخصه به بعضی مشرکین گنوسی مسلک و یا اساتید رشته ادیان در غرب که در فضای کتاب مقدسی بزرگ شده اند حق می دهم که یهوه الوهیم را چیزی شبیه انلیل خدایان در میان رودان یا .... بدانند. زیرا فضای کلی کتاب عهد عتیق با فضای قرآن مجید و توحید قرآنی فاصله زیادی دارد. البته این را هم بگویم فقیر برای اشکالی نظیر اشکال بالا نظراتی دارم که می تواند تاحدی مشکل را حل کند و جمع بین ادیان و اسطوره باشد و به توحید نیز خلل خاصی وارد نشود. منتهی ترجیح می دهم بدلیل فضای خاص حاکم بر جامعه این نظریات را فعلا نزد خویش نگه دارم.  پ ن ۲: در عهد جدید کتاب مکاشفه یوحنا هم به درخت حیات و هم به آب حیات اشاره رفته است. به فقرات زیر از کتاب مکاشفه یوحنا توجه نمایید : 👇 { و نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود، مانند بلور و از تخت(عرش) خدا و بره (منظور عیسی بن مریم است) جاری می شد و بر وسط شارع عام آن و بر هر دو کناره نهر، 👈درخت حیات را که 👈 دوازده میوه می آورد یعنی هر ماه میوه خود را می دهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امت ها می باشد. }(مکاشف یوحنا ۲۲: ۱ الی ۳) نکته : به نمادپردازی درخت حیات در متن مکاشفه دقت نمایید دوازده میوه و هر ماه یک میوه یا به عبارت دیگر هر برج از منطقه البروج یک میوه که این عدد دوازده در منطقه البروج خود با دوازده امام نیز مرتبط است. پ ن ۳: در بعضی مهرها و دیوارنگاره های حکومت های مختلف حاکم بر میان رودان نظیر آشور و بابل و کاسی ها و... تصاویر مختلفی از درختی با اشکال بعضا متفاوتی وجود دارد که توسط موجوداتی بالدار اعم از ایزدان یا موکلین (نگهبانان) محافظت می شوند. در بعضی از این نگاره ها گوی بالدار خورشید که شاید بتوان آن را معادل خُره شاهی فرض نمود بر بالای درخت قرار دارد در بعضی از نگاره ها هم هیچ گوی بالداری وجود ندارد. مع ذلک بسیاری از مفسرین غربی با توجه به پیش زمینه کتاب مقدسی (مسیحی یهودی) ای که داشتند. این درخت را معادل همان درخت حیات در کتاب پیدایش دانسته اند درختی که توسط کروبیان محافظت می شود. اما در کتاب فرهنگنامه خدایان، دیوان و نمادهای بین النهرین نوشته جرمی بلک و آنتونی گرین که مرجعی معتبر در شناخت اساطیر میان رودان است.(در بین منابع فارسی معتبرترین منبع است) در مدخل درختان مقدس و مناسک آن اینگونه آمده که تفسیر کردن این نگاره ها به درخت حیات تحت تاثیر کتاب پیدایش (تورات) است. یعنی این نگاره ها در میان رودان فاقد مکتوباتی است که بتوان از آن به عنوان سندی متقن در تفسیر آن به عنوان درخت حیات استفاده کرد. این مطلب ادامه دارد... @soltannasir