eitaa logo
سلطان نصیر
2.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
388 ویدیو
240 فایل
موضوع کانال: ادیان و عرفان و اسطوره و علوم غریبه و خفیه و ماوراء و نجوم و دشمن شناسی با رویکرد آخرالزمانی و مسئله ظهور حضرت صاحب الامر عجل اللّه آدرس جیمیل ما : 👇 @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">Soltan313nasir@gmail.com کپی بدون ذکر منبع مجاز نیست
مشاهده در ایتا
دانلود
میلاد با سعادت سید و سرور کائنات، حضرت محمد مصطفی رسول الله حبیب الله صلوات الله علیه و میلاد فرزند بزرگوارش رئیس مذهب تشیع  امام ناطق جعفر صادق علیه السلام بر حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و همه شیعیان و محبین خاندان نبوت و امامت مبارک‌ باد. 🔶ان شاالله هفته آینده اگر مشکلی پیش نیاید و نت یاری دهد با چند ارسال در موضوعات مختلف در خدمت خوانندگان گرامی خواهم بود. @soltannasir
@soltannasir                { سی و سه پله سلوک} بدیهی است که جملگی اعداد ماهیت الهی دارند. آنچه که در علم الاعداد تحت عنوان ارتعاش اعداد از آن سخن گفته می شود به دو بخش تقسیم می شود. نخست ارتعاشات ثابت اعداد است. برای مثال اعداد آحاد به کواکب و یا افلاک منتسب می شوند و از این جهت هر کدام از اعداد آحاد در نظر عالمان خفیه ارتعاش خاصی دارند. همچنین هر عدد در علم الاعداد از جنبه ساختاری هم تفسیر خاصی دارد. هر چند که در علم الاعداد رسمی از این تفسیرات، ارتعاش و احکام آنگونه که باید و شاید بیرون کشیده نمی شود. و بیشتر به ارتعاشات کارمیکی عددی می پردازند. اما دوم: بار معنایی یا کارمیکی ناشی از آگاهی های جمعی است که می تواند به مرور زمان در طی سالهای متمادی و قرن ها ایجاد شود. پیشتر در مبحث سواستفاده از قوانین معنوی نوشته شد که یکی از کارهای مهم مجامع مخفی این است که با استفاده مداوم از نمادها یا اعداد، به مرور آگاهی جمعی جامعه را به سمتی سوق دهند که آن نماد یا عدد متعلق به آنها است و اینگونه ارتعاش آن عدد را به مرور متعلق به خود می کنند یا صورت اختری (مثالی) یک نماد را با آگاهی و انرژی منفی ای که این نماد متعلق به مجامع مخفی است کم کم به سمت و سویی که می خواهند سوق می دهند. در این مطلب تصمیم بر این دارم که علت  تقدس عدد ۳۳ را در نزد فری ماسونرها بازگو نمایم و در ادامه نشان دهم که این عدد برای ما هم مهم است و اساسا عددی است که خداوند از آن‌ در وجود خود ما نیز استفاده کرده است. 🔷 مهمترین دلیل تقدس عدد سی و سه در مکتب بنایان آزاد وجود سی و سه پله در در درون خود ماست. در پیکره انسان که به مثابه عالم صغیر است ۳۳ مهره در ستون فقرات وجود دارد این ۳۳ مهره در واقع ۳۳ پله هستند که طناب نخایی از درون آن عبور می کند و فرد باید این ۳۳ پله را طی نماید تا به جایگاه 👈مغز برسد. مغز ما فعالیت های بدن را کنترل می کند و شاید بتوان به نوعی آن را به مثابه عقل فعال در عالم کبیر  دانست. پس در واقع هدف بنایان آزاد از این ۳۳ پله اتصال به عقل فعال بوده است. هر چند که امروزه به جای اتصال به عقل فعال عملا اتصال به جهل می نمایند. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که در نزد حکمای متاله ما نیز اتصال به عقل فعال از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پ ن : در بعضی از روش های یوگا نیز سخن از بیداری انرژی کندالینی می شود که در چاکرای خاجی قرار دارد و این انرژی خفته پس از بیداری باید به سمت چاکرای تاج در ناحیه سر هدایت شود و اینگونه فرد می تواند به اشراق مورد نظر در مکتب یوگا برسد. 🔶پیشتر گفته شد که عدد ۳۳ برای ما از جنبه بار معنایی مهم است. در قرآن مجید و عزیز آیه تطهیر که به اصحاب کسا و اهل بیت عصمت و طهارت اشاره دارد آیه ۳۳ سوره احزاب است. شاید برای اهل ظاهر این عدد هیچ معنای خاصی نداشته باشد و عدد آن تصادفی باشد اما برای اهل باطن این عدد مطلقا تصادفی نیست. می توان این تفسیر ذوقی را از عدد آیه ارائه داد که این آیه ستون فقرات سوره احزاب است. و اعتقاد به ولایت معصومین ستون فقرات دین است.  {وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿۳۳﴾=و در خانه ‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏ اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند (۳۳)} 🔷در آیین مزدیسنا بیش از هر دین دیگری به عدد ۳۳ اشاره شده است.  1⃣در کتاب خرده اوستا در نیایش بِرَساد از ۳۳ ایزد یاد شده است. ۳۰ ایزدی که ۳۰ روز ماه بدانها منسوب هستند به همراه برز ایزد و هوم ایزد و نریوسنگ ایزد مجموعا ۳۳ ایزدی هستند که ستایش می شوند. پ ن: اینجا این سوال پیش می آید که آیا بین سی و سه مهره ستون فقرات  که به مثابه سی و سه پله در عالم کبیر برای رسیدن به جایگاه عقل فعال هستند و این ۳۳ ایزد ارتباطی وجود دارد؟! به نظر می آید که بی ارتباط نباشد. 2⃣در یسنا از کتاب اوستا هات ۱ بند ۱۰ اینگونه آمده است:👇 {نوید [ستایش] می دهم. ستایش بجای می آورم همه این ردان را که سی و سه ردان اشونی اند به پیرامون هاونی. آنان از آن بهترین اشه اند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. (ترجمه جلیل دوستخواه) پ ن: واژه فارسی رَد در زبان اوستایی رَتو و در زبان پهلوی به صورت رَت بکار رفته است و به معنای داور دادگاه ایزدی می باشد و در اصطلاح معنای سرور روحانیان یا موبد موبدان معنی می دهد.  ادامه...👇 @soltannasir
@soltannasir              { سی و سه پله سلوک ۲} ادامه...👇 نکته : به نظر عدد ۳۳ برای ردانِ پیرامون هاون با ۳۳ ایزد در نیایش برساد و ۳۳ مسیر به سوی بهشت (در ادامه خواهیم خواند) و ۳۳ مهره ستون فقرات در جسم انسان (عالم صغیر) ارتباط معنا دارد. 3⃣در نسک های پهلوی چون روایت پهلوی و صد در نثر به ۳۳ راه از چینود پل (کم و بیش شبیه به پل صراط در آخرت شناسی اسلامی) به گرودمان (بهشت روشنایی)  اشاره شده است : 👇 {این نیز از دین پیداست که اورمزد به زردشت گفت که: 《رادی چیزی چنان با ارزش است که سی و سه راه از گرودمان به چینودپل است، و هر که به سبب ثوابی رستگار است پس به یک راه تواند رفت و آن کسی که به سبب رادی رستگار است، پس از همه راه ها می تواند برود. 》(روایت پهلوی ترجمه مهشید می فخرایی صفحه ۲۳۴) پ ن: همین مطلب با اندک تفاوتی در نگارش، در نسک 《صد در نثر》 هم آمده است که از نقل آن خودداری می شود. شرح: گرودمان به معنای خانه ستایش و محل سرودها، بهشت روشنایی و چهارمین و آخرین طبقه بهشت است که در خورشید پایه و به روایتی دیگر در روشنایی بیکران جای دارد و محل اقامت اورمزد و امشاسپندان است. بر طبق نسک روایت پهلوی از پل چینود به گرودمان، سی و سه راه وجود دارد. هر فردی به دلیل یکی از ثواب ها می تواند از یکی از راه ها به گرودمان وارد شود. اما رادی بودن باعث می شود که فرد بتواند از هر ۳۳ مسیر به گرودمان پای بگذارد. پ ن: رادی در ادبیات مزدیسنا بخشش کردن و کردار درست همراه با راستی است و کسی که دارای چنین صفتی باشد می تواند از هر سی و سه راه به گرودمان که اورمزد و امشاسپندان مینوی در آن هستند وارد شود. نکته مهم : به نظر بنده اورمزد در نسک های پهلوی با عقل فعال در فلسفه اسلامی که در انتهای سلسله عقول قرار دارد و افاضات حق تبارک تعالی را از دریچه عقل کل به زیوندگان در مادون فلک قمر می رساند. تفاوت هایی و البته شباهت هایی دارد. اورمزد در نسک های پهلوی و ادبیات مزدیسنایی متاخر بیشتر با عقل اول منطبق است تا عقل فعال! بررسی این شباهت ها و تفاوت ها خود مجال بیشتری می خواهد که فعلا میسر نیست زیرا ما را از مسیر خویش دور می نماید. شیخ الاشراق شهاب الدین یحیی سهروردی نیز به تفاوت دستگاه دینی مزدیسنایی با نظرات حکما در مورد عقول پی برده بود بدین خاطر نظرات بدیع خویش را در مورد عقول مطرح نمود. اما هدف از گفتن این مسئله این بود که بگوییم جایگاه مغز در عالم صغیر می تواند در واقع مشابه بهشت گرودمان و جایگاه اورمزد و امشاسپندان در عالم کبیر باشد. و طریقت بنایان آزاد چون یک ریشه قوی در طریقت میترائیسم رومی دارد. ممکن است این اعتقاد از آنجا وارد سازمان بنایان آزاد (فری ماسونری) شده باشد. و آنها در ابتدای امر به مانند طریقه های ایرانی رسیدن به جایگاه گرودمان را اوج سلوک خویش می دانسته اند. اینجا شاید برای عده ای از خوانندگان این سوال پیش بیاید مگر طریقه بنایان آزاد (فری ماسونری) طریقتی مثبت و الهی است که هدفش رسیدن به بهشت گرودمان و جایگاه اورمزد اهوره (عقل) باشد؟ بعضی متفکرین، نظیر رنه گنون که خود روزگاری به طریقه بنایان آزاد مشرف شده بوده قائل به این هستند که فری ماسونری در اصل خویش مثبت بوده و به مرور منحرف شده است. بنده با گنون چندان هم نظر نیستم بالشخصه قبول دارم که طریقه بنایان آزاد چه در قرن سیزدهم و چهاردهم که شکل رسمی نداشت و چه در قرن هفدهم که شکل رسمی تر پیدا کرد از زمان زندگی گنون یعنی قرن نوزدهم شکل مثبت تری داشته است و در زمان گنون نسبت به دوران حاضر مثبت تر است. و این سیر قهقرایی در آن قابل لمس است. اما با اینحال رشته طریقه بنایان آزاد از ابتدا رها بوده است و توسط رشته داران حقیقی رشته اش متصل نشده است. در طریقت های تصوف و عرفان در جهان اسلام جملگی طریقت ها نسبشان به امام العوالم علی بن‌ابی طالب علیه السلام می رسد. (حتی سلسله نقشبندیه که نسب جعلی برای خویش جعل کرده است نسبتشان به امام علی علیه السلام می رسد) و حضرتش رشته دار جمله طریقت هاست. سلمان فارسی که خود یک مغ بزرگ و وارث اسرار بوده  بدون دم رسول و ولی معصوم زمان خویش رشته ای از خود صادر نکرد و هنگامی که اسلام و ایمان آورد با دم ولی امر زمان خویش رشته سلمانی از وی صادر شد. بنابراین هر رشته ای که بدون اذن ولی زمان صادر شود حرکتی نفسانی است. طریقه بنایان آزاد معجونی از میترائیسم منحرف شده رومی که خود ترکیبی از طریقه مهری ایرانی با اساطیر یونانی و رومی است و آیین های اورفئوسی و دیانت مسیحی و ... است. و البته در برهه ای از تصوف اسلامی هم بعضی مطالب را وام گرفته است.  ادامه...👇 @soltannasir
@soltannasir                {سی و سه پله سلوک ۳} ادامه...👇 سازمان بنایان آزاد اگر طریقه معنوی و الهی و وارث اسرار کامل بغ میترا بود هرگز دست به دامان سمبل ها و نمادها و به طریق اولی ایزدان اهریمنی مصر باستان نمی شد. 😊 (اهریمنی بودن تمدن مصر و ایزدانش خود داستان مفصلی دارد. دست ما برای اثباتش کاملا پُر است) بنابراین به نظر فقیر همانگونه که گفته شد سازمان بنایان آزاد از ابتدا منحرف بوده است. منتهی با گنون و اتباعش هم نظر هستم که وجه بنایان آزاد در گذشته مثبت تر از اکنون بوده است. در علم و بینش هرمسی قدمای ماسونری که گنون دلبسته آن است رگه هایی از حقیقت وجود دارد و بنده نیز برای آن احترام قائل هستم. حال به سراغ پاسخ دادن به سوالی که ابتدا مطرح کردیم  برویم. آیا واقعا هدف بنایان آزاد رسیدن به گرودمان و جایگاه اورمزد اهورا (عقل) بوده است ؟ گفته شد اگر به نظر متفکرینی چون گنون اعتبار دهیم احتمالا باید بگویم پاسخ بلی است و نیتشان نیز در اینکار مثبت بوده است. منتهی به مرور زمان با تغییر ماهوی سازمان بنایان آزاد، نیتشان نیز دستخوش تغییر و اهریمنی شده یا شاید تنها پوسته ای از حقیقت در نزدشان باقی مانده است. اگر به نظر ما باشد دو احتمال مطرح است. شکل خوش بینانه این است که سنتی از گذشته بدانها رسیده و سعی در حفظش داشته اند. و شاید در ابتدا خود نیز نسبت بدان آگاهی نداشتند که عدد ۳۳ از کجا آمده است؟! و امروزه آگاهانه می دانند که چیست و نیتشان اکنون شر است. نگاه بدبینانه تری هم وجود دارد و آن این است که اینها از ابتدا پیرو اهریمن بوده اند و سعی در تغییر در نظام آفرینش اورمزد اهورا و تازش به جایگاه وی و امشاسپندان را داشته اند. در نسک های پهلوی به مبارزه اورمزد اهورا با اهریمن و تازش اهریمن به آفرینش اورمزد و جنگ این دو اشاره شده است. 4⃣در نسک پهلوی وزیدگیهای زادسپرم در دو مورد به ۳۳ گناه اشاره شده است که سر منشا تمام گناهان دیگر است. همچنین به ۳۳ بند دین در کمربند کُستی (کُشتی) اشاره شده است که این ۳۳ گناه را می بندد! (زادسپرم بخش ۴، بند۶) نکته : اینجا ما با ماهیت دوگانه عدد ۳۳ در آیین مزدیسنا آشنا می شویم. وجود ۳۳ ایزد در نیایش برساد و ۳۳ رد در پیرامون هاون که خود جانشینان زمینی این ایزدان ۳۳ گانه هستند و وجود ۳۳ راه از چینود پل به سوی گرودمان را شاهد هستیم. که همگی اشاره به وجه مثبت و اورمزدی عدد ۳۳ است. از سوی دیگر در مقابل این وجوه اورمزدی عدد ۳۳ اهریمن نیز ۳۳ گناه را قرار داده است. پ ن: خوانندگان گرامی برای مطالعه بیشتر می توانند به فصل سی ام کتاب سیطره کمیت و علائم آخرالزمان رنه گنون مراجعه نمایند. در آنجا گنون به طور مفصل درباره واژگون شدن رمزها و ثنویت یک رمز و نماد سخن گفته است. نکته مهم پایانی : پیشتر در مطلبی که درباره آیه ۳۳ سوره الاسرا نوشتم نشان دادم که باطن این آیه اشاره به ماجرای شهادت نفس زکیه  در احادیث و روایات ائمه اطهار دارد. (https://t.me/soltannasir/2614) { وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا ﴿۳۳﴾=و نفسى را كه خداوند حرام كرده است جز به حق مكشيد و هر كس مظلوم كشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ ايم پس [او] نبايد در قتل زياده‏ روى كند زيرا او [از طرف شرع] يارى شده است (۳۳)} نکته ۱: بعضی روایات نفس زکیه را از نسل امام حسن علیه السلام و بعضی دیگر از نسل امام حسین علیه السلام دانسته اند. وی در روایاتی نماینده حضرت ولی عصر عجل الله است و خود را به نمایندگی از حضرت عضوی از خاندان عصمت و طهارت معرفی می کند.  نکته مهم برای ما اینجا عدد آیه است که ۳۳می باشد. و این ارتباط معنا دار با عدد آیه ۳۳ سوره الاحزاب بدون شک تصادفی نیست. یعنی باز به این نتیجه می رسیم که عدد ۳۳ با خاندان پاک‌ نبوت و امامت ارتباط معنا دار دارد. نکته ۲: گفته شد که بر طبق آیین مزدیسنا عدد ۳۳ ماهیتی دوگانه دارد. و ما ۳۳ راه به بهشت و ۳۳ ایزد و ۳۳ پاداش را داریم و در مقابل آن ۳۳ گناه بزرگ نیز توسط اهریمن ایجاد شده است. در روایات نفس زکیه شهید می شود همچنین می دانیم پنج تن آل عبا نیز در آیه ۳۳ احزاب جملگی شهید شده اند. و این همان‌ماهیت دوگانه عدد ۳۳ است. به نظر می آید که شهادت را بتوان جز بار معنوی (کارمیکی) عدد ۳۳ دانست. در پایان امیدوارم که توانسته باشم نشان دهم عدد ۳۳ بر خلاف آنچه عامه _بدلیل استفاده فری ماسونری_ فکر می نمایند عددی اهریمنی نیست بلکه عددی اورمزدی است که وجهی دوگانه دارد. پایان 📩https://rasekhoon.net/article/amp/show/1406622/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%86%DB%8C%DA%A9 @soltannasir
حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان دکتر سید حسین نصر درباره اثر تمدن اسلامی بر تمپلارها (شوالیه های معبدی) @soltannasir
مبادی_ما_بعدالطبیعی_علوم_نوین_ادوین_ارتوربرت_عبدالکریم_سروش.pdf
16.93M
«مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین» نویسنده:ادوین ارتوربرت ترجمه: عبدالکریم سروش @DAYERATOL_MAAREF @soltannasir
@soltannasir کتاب مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین نوشته ادوین آرتوربرت ترجمه دکتر عبدالکریم سروش کتابی جذاب با موضوع پیش زمینه ها و مبادی مابعدالطبیعی در باور دانشمندان و تاثیر آن در پیشبرد علوم نوین است. در فقراتی از این کتاب که در اینجا به اشتراک گذاشته می شود می خوانید که چگونه خورشید پرستی کپلر نقش بسزایی در پذیرفتن نظرات کوپرنیک و بسط و توسعه آن داشته است. این فقرات پاسخی است به تمام بردگان فکری علوم نوین، که این علوم را چون بت می پرستند و با ژست روشنفکری بعضا منکر علم دینی می شوند. اگر مبادی علوم نوین  به شکل درست بررسی شود در موارد بسیاری می توان رد ایدئولوژی و اساطیر باستان و علوم غریبه و خفیه ای چون کیمیا و سیمیا را در آن  مشاهده نمود. {همه این نکات به درجات گونه گون در ذهن وی (کپلر) جای داشت، اما عامل ویژه و نیرومندی که کپلر را از همان آغاز دلبسته نظام کُپرنیك کرد، على الظاهر، شرافت و عظمتی بود که آن نظام به خورشید می بخشید. درست است که کپلر بنیان گزار علوم دقیقه نوین است، لكن وی پاره ای از خرافه های رسوا را با روشهای دقیق علمی خویش بر آمیخته بود و حتی از آنها کسب انگیزه می کرد. یکی از این خرافه ها، بی تکلف، عبارت بود از 👈خورشید پرستی. وی وقتی بیست و دوساله بود، یعنی در ۱۵۹۳، در توبینگن به دفاع از نجوم جدید پرداخت. اصل آن دفاعيه ظاهرا از بین رفته است و یا دست کم، ضمن مجموعه آثار کپلر، طبع دکتر فریش ۶۸، نیامده است. لکن در آثار متفرقه باقی مانده از کپلر، جزء کوچکی از بحثی درباره حرکت زمین، موجود است، که بدلیل سبك پرطمطراق و پرحرارت و دیگر اوصاف آن، می توان گمان قوی زد که بخشی باشد از محصولات همان شور دوران جوانی . و بهرحال، این قطعه مسلما متعلق به دوران جوانی اوست و نکته مهم آن این است که می گوید رفعت و عظمتی که نظام نجومی جدید به خورشید بخشیده است، دلیل مُقنعی است برای پذیرفتن این نظام. نقل پاره های اندك از آن، فحوا وروح این حماسه شگفت را بدست می دهد: (سخنان کپلر)👇 《اولا، على رغم انکار کوردلان، بدانید که اشرف اجرام عالم خورشید است، که اعظم نجوم است و گوهر آن چیزی نیست جز نورخالص و به تنهایی همه چیز را بوجود می آورد، باقی نگه می دارد و حرارت می بخشد. چشمه جوشان نور است، و سرشار از حرارت، بسیار زیبا و درخشان وبی کدورت است. مُعدّ ابصار ومُبدع همه الوان است اما خود بی رنگ است. او را به جهت حرکتش خسرو سیارگان، و به جهت قدرتش قلب عالم و بجهت جمالش 👈چشم جهان می نامند. اگر باری تعالی بخواهد با فرشتگان مقدس در جهان ماده منزل گزیند فقط خورشید است که شایسته مقام اوست... . حال که اهل آلمان مقتدرترین کس در سراسر قلمرو سلطنت را قیصر می شناسند، پس چرا اهل آسمان بر سلطانی آن کس صحه نگذارند که همواره تاکنون همه حرکات و تحولات را به وساطت نور، که ملك طلق اوست تدبیر می کرده است؟ شایسته 👈محرك اول (خورشید) نیست که در مداری پخش و فرو پاشیده باشد (فلک چهارم قدیم) بلکه باید دست قدرتش] از مبدأی ، یعنی از نقطه ای برآید و لذا هیچ جزئی از عالم و هیچ ستاره ای نمی تواند شایسته چنان افتخاری باشد. و فقط خورشید است که بدلیل شرافت و قدرتش، شایسته آن است که مسند حضرت حق باشد، چه رسد به محرك اول. 》(پایان سخن کپلر) در دلایل دیگری که کپلر بعدها برای قبول نظریه کپرنیکی می آورد، همیشه این دلیل یعنی در مرکز قرار داشتن خورشید، جزو آنها، و اغلب در صدر آنها بود کپلر اسناد الوهیت به خورشید را از روی ضرورت در جامه تمثیلاتی عرفانی می پوشاند، و بخصوص آنرا به اصل تثليث مرتبط می ساخت تا در حلقه های کلامی عصر بسمع قبول مسموع افتد. می گفت خورشید خداست بوصف پدری، وفلك ثوابت، خداست بوصف پسری، و واسطه اثیری که حامل قدرت خورشید است به سيارات تا آنها را در مدارشان براند، خداست به وصف روح القدسي . وقتی می گوئیم که وی به تمثيلات عرفانی توسل می جست غرضمان به هیچ وجه این نیست که کپلر در اعتقاد دینی نفاق می ورزید. بلکه منظور این است که وی دلیلی و تفسیری طبیعی و روشنگر برای آن یافته بود و اصولا این گونه گرایش، یعنی اسناد حیات به اشیاء بی جان (آنی میسم) و استفاده از تمثیلات عرفانی و حوادث طبیعی در اثبات معتقدات ] امری بس شایع در تفکر آن روزگار بود. یاکوب بومه ، عارف هم روزگار کپلر، بیش از هر کس دیگر، نماینده این گونه فلسفه پردازی است. کپلر قهرمان روش دقیق ریاضی در نجوم بود و این امر در اکتشاف سه قانون بزرگ حرکت سیارات بخوبی آشکار است. وی این قوانین را پس از فحصى طولانی و صعب بدست آورد که جز نوادری از انسانهای صبور و غیور هیچ کس طاقت آن همه تعب را ندارد. ولذا آن جنبه از تفکر کپلر (خرافه گرایی) با این روش ریاضی وی، هیچ نگوئیم دست کم در تعارض است. }(مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین صص ۵۰ و ۵۱ ) @soltannasir
تحریر اصول اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسی ترجمه محمودبن مسعود قطب‌الدین شیرازی چاپ اول ۱۴۰۱، نشر مولی قطع رقعی، ۱۱۰۰صفحه، جلد سخت قیمت: ۸۹۰۰۰۰تومان خرید اینترنتی: toosbook.ir/p/تحریر-اقلیدس @soltannasir
بالاخره  تحریر کامل خواجه نصیرالدین طوسی از اصول اقلیدس با ترجمه قطب الدین شیرازی و تصحیح و تعلیق استاد سید عبدالله انوار به زیور چاپ آراسته شد. تنها نکته منفی کتاب قیمت گزاف آن است. اشتباه نمی کنید هشتصد و نود هزار تومان 😊 @soltannasir