Trailers After Dark
برای مدرسه و هرروزی که فکر میکنم قراره این روزهای دبیرستان بهترین روزهای زندگیم باشن و اشتباه میکنم و تلاش میکنم که فراموش کنم.
یکی منو از دست درس چرت و پرت دین و زندگی نجات بده(چرت و پرت از نظر نوشتاری).
خواهرزادهم دیروز برگشت به شهر خودشون و ما موندیم و یه خونهٔ ساکت و سوت و کور. امروز از مدرسه اومدم خونه و رفتم توی اتاقم و در رو بستم که لباسهام رو عوض کنم و انگار هی منتظر بودم که صدای گریهٔ بهاری که تازه یک ماهگیش تموم شده رو بشنوم اما صداش نمیومد. امیدوارم تا وقتی که دوباره ببینمش زیاد بزرگ نشده باشه.