Trailers After Dark
«Don't you cry no more.»
واقعاً دلم نمیخواد به آخریش برسم.
امروز:
"آفرین 88!"
"نوشتهٔ دیگهای نداری که بشه خوندش؟"
"عکس خواهرزادهتو داری؟"
"گسسته چند شدی؟"
"زیست...اِ زیست که ندارین."
ماه رمضون رو الآن هم خیلی دوست دارم؛ ولی وقتی که هشت ساله بودم و بعد از نماز صبح میدیدم بابام انقدر طولانی میشینه قرآن میخونه و نمیفهمیدم چرا، وقتی که با اسباببازیهام افطارهای مخصوص خودم رو درست میکردم، وقتی که تا خود ظهر جلوی باد کولر میخوابیدم چون تا صبح پای شبکه پویا بودم و تندرها به پیش و صلحبانان میدیدم، خیلی قشنگتر بود.