هدایت شده از , Paradox ,
زمان:
حجم:
50K
وقتی دوستای زیادی رو سر عقایدی که حتی راجبشون حرفم نزدی از دست میدی :
یه شبهایی بودن که من به خاطر اینکه خوابم بهم میریخت بیدار میموندم و پنجره رو باز میذاشتم تا باید خنک بیاد و کتاب میخوندم یا سریال میدیدم. مهم نبود که اوضاع چجوری بود، جایی بودم که آرامش داشتم یعنی خونه؛ همین برای اون زمان کافی بود. یهویی بارون میزد و از پنجره به ساختمونهایی که چراغهاشون خاموش بود نگاه میکردم و به این فکر میکردم که الآن دارم لذت میبرم ولی فردا که قراره سر کلاس به زور بیدار بمونم چی؟ خیلی چیزها از اون موقع تغییر کردن و من مجبور شدم که بزرگ بشم و کنار بیام. دیگه اون حال و هواها رو تجربه نکردم و نشد که تجربه کنم. هنوز هم امیدوارم که تموم نشده باشه. هنوز امیدوارم که بتونم یه چیزهایی رو...یه بخشهایی از آیندهم رو بپیچونم و به جاش لذت ببرم. اما دوباره نگاه میکنم و میبینم شاید دیگه واقعاً تموم شد، شاید دیگه واقعاً بزرگ شدم.
هدایت شده از انجمن محافظت از فرازمینی های کتابخور
لوک، انقدر کودک بودی که آخر از طریق نوار کاست متوجه شدی که از اون خوشت میاد.
Trailers After Dark
برای مدرسه و هرروزی که فکر میکنم قراره این روزهای دبیرستان بهترین روزهای زندگیم باشن و اشتباه میکنم و تلاش میکنم که فراموش کنم.