مامان و بابا صبح رفته بودن شهر مامانم و ظهر برگشتن. داشتیم ناهار میخوردیم که مامان ازم پرسید: از صبح تا الان هم چیزی خوابیدی؟
گفتم نه. امتحان داشتم، چطوری بخوابم.
پرسید امتحان چی؟
گفتم امتحان عربی.
پرسید خوب دادی؟
گفتم اگه بد میدادم که بهت نمیگفتم امتحانی هم داشتم.
بابا خندید. مامان گفت واقعا که.
فانوس دریایی.
امروز مامان زودتر از همیشه شروع کرده به پختن ناهار. الان هم اقرار کرد که "چه خوبه صبح زود غذا درست ک
جدی عجب خورشی بود. با دوغ محشر شد.
بچه ها شما اصلا اینجا وجود دارید؟
با این همه سکوت شما حس میکنم دارم سیو مسیج خودم پیام میدم
https://abzarek.ir/service-p/msg/4252151
لالهزار گذاشتم و شام درست میکنم. دلم میخواد یه روز برم لالهزار. نه فورا ولی حتما.
وای خدا من تازه فهمیدم چیزی به اسم آبرنگ اکلیلی هم هست. خیلیییی خوشگله😭😭 میخوام
سلام دوستان خوب و خوشگل.
راستش من میخواستم ایتا رو پاک کنم. و فکر نمیکنم دیگه برگردم. ایشالا تلگرام دیدار ما.
@About_Reihan
فانوس دریایی.
سلام دوستان خوب و خوشگل. راستش من میخواستم ایتا رو پاک کنم. و فکر نمیکنم دیگه برگردم. ایشالا تلگرام
شما هم میتونید لفت بدید ولی خب پیاما پاک نمیشه💘
فانوس دریایی.
سلام دوستان خوب و خوشگل. راستش من میخواستم ایتا رو پاک کنم. و فکر نمیکنم دیگه برگردم. ایشالا تلگرام
هولی شت. از ۵۹ نفر فقط ۹ نفر سین زدن🤣🤣