eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Atra-
جنگل با صدها نوا ما را به‌سوی خود می‌خواند، ولی دریا فقط یک‌ صدا دارد؛ نوایی پرجذبه که با آهنگ شکوهمندش، روح را در برمی‌گیرد. جنگل حالتی زمینی دارد، ولی دریا متعلق به دنیای فرشته‌هاست. -آن‌شرلی در خانه‌ی رویاها | ال.ام. مونتگمری
هدایت شده از Atra-
نمیدونم این چه نوع از خوددرگیری محسوب میشه که هر چندهفته یه بار میزنم نصف کانالامو که غیرضروری به‌نظرم میرسن رو پاک میکنم و بعد چند وقت دوباره همونا رو عضو میشم، بعد دوباره لفت میدم، این چرخه ادامه داره اما از طرفی حس خوبی ازش میگیرم پس نمیتونم کارمو متوقف کنم امروزم از همون روزاست
هدایت شده از Atra-
توی یکی از کانالام خوندم که افکار توی ذهنمون مثل علف هرز هستن، بدون اینکه کنترلی روی‌اونا داشته باشیم رشد می‌کنن و تا مرز خفه شدن دورت می‌پیچن. و راهکاری که داده بود این بود که "روزانه‌نویسی" داشته باشیم‌. وقتی افکارت رو می‌نویسی، میفهمی شاید اونقدرا هم وحشتناک و ضدحال نبودن که فکر میکردی.
هدایت شده از Atra-
🌿✨
هدایت شده از Atra-
-آنجا که جنگل و ستاره‌ها به هم می‌رسند
هدایت شده از Atra-
مثلا میخوای کلی حرف بزنی، ولی فکر که میکنی میبینی بهتره اینا رو واسه خودت نگه داری.. خود من حرف زدن با بقیه یکم برام سخته، دوست دارم هرچی فکر دارم به زبون‌ بیارم ، ولی فکر که میکنم میبینم اینا رو که بگم اصلا... نمیشه ..؛ میدونید؟ کسی نیست که بتونی باهاش حرف بزنی بدون اینکه قضاوتت کنه، و در عین حال از درونت‌ خبر داشته باشه، به‌جز خدا. با خدا که حرف می‌زنی، خیالت راحته واسه‌ت مهم نیست چی به زبون میاری، میدونی دوستته، همیشه باهاته، ترسی نداری که از دستش بدی یا ازت خوشش نیاد، چون تو بنده‌شی، یه تیکه از وجودشی.
هدایت شده از Atra-
🌸🌱 * بالکن ساختمون تو کوچه‌مون🤧
هدایت شده از Atra-
دفتر خاطراتم داره تموم میشه:((( دلم براش تنگ میشه. احساس میکنم یکم سنگین شده، بخاطر وقتایی که از بقیه دلگیر بودم و توش از حرف دلم نوشتم. بخاطر رد قطره های بارون روی برگه های کاهیش. سنگینی خاطرات رو ، روی دفترم حس میکنم.. احساس میکنم یه آدم واقعی داره از پیشم میره.. امیدوارم یه روز وقتی بزرگتر شدم، بقیه این خاطره های روزای خوب و بد زندگیمو بخونن و با شکلکایی که کشیدم بخندن، بعضی جاها با خودشون فکرکنن "این چقدر حق میگه" ، رد جوهرای رنگی رو ببینن و فکرکنن "یعنی چقدر از اونموقع گذشته؟"
هدایت شده از Atra-
-آنشرلی در گرین گیبلز مطمئنا دوران بچگی رو با انیمیشن یا سریال این کتاب گذروندید، قصه ش رو میدونید پس. داستان درباره دختری به اسم "آنشرلی" هست که توی پرورشگاه بزرگ میشه. تا اینکه یه خواهر برادر میانسال اون رو بصورت اشتباهی و بجای یه پسر واسه مزرعه شون، به فرزندخواندگی قبول میکنن.. آنشرلی دختر پرحرفی بوده و شخصیتش رو بخوایم با تایپ های mbti بگیم، ENFP بوده.. خلاصه آنشرلی توی جزیره زیبای پرینس ادوارد، و شهر اَوِنلی پیش ماریلا و متیو زندگی میکنه. اونجا با دایانا دوست میشه، تخته میکوبه تو سر همکلاسی بی ادبش، لباس آستین پفی میخره، و در آخر آنشرلی 16 ساله توی آزمون کالج کویین قبول میشه و میره یه شهر دیگه واسه ادامه تحصیل. بقیه داستانشو توی کتاب "آنشرلی در اونلی" میخونید.. . گاهی وقتا با احساسات آنشرلی همذات پنداری میکنید و شاید بعضی جاها فکرکنید : این بچه چرا اینجوریه؟ داستانش جذبه داره، و شما سمتش کشیده میشید.. مطمئنم اگه بخونیدش عاشقش میشید. توصیفاتی که نویسنده به کار برده خیییلی قشنگن و اصلا حوصله سربر نیستن! شاید فیلمشو دیده باشید اما بدونید هیچی مثل کتابش قشنگ نیست👍🏻😭 پ.ن: این کتاب دنباله داره و 8 جلد اصلی داره.. تا جایی که میدونم دوتا جلد فرعی هم داره که بهتون بعدا معرفی میکنم👍🏻