eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Atra-
هدایت شده از Pinterest | پینترست
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو زندگی، کدوم آدم‌های نادیده رو بیشتر از همه دوست دارید؟ من سازندگان میکس‌ها رو😄 به نظرم بانمک‌ترین علاف‌های روزگارن. مثلا اینو ببینید. آخه چرا باید یکی این همه تیکه رو بچسبونه به هم و نتیجه هم به این خوبی بشه؟🤣 @Pinterrest🍒 °°°°°°°°°°°°°°°°°
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجی‌ها 🚩
هروقت بين دوراهي موندين "شير يا خط" بندازين.. مهم نيست شير مياد يا خط.. مهم اينه تو فاصله فرود سكه، ميفهميد كه دلتون ميخواد نتيجه شير باشه يا خط.. @Ekhrajiha
هدایت شده از Atra-
🌿✨
هدایت شده از Atra-
-آنشرلی در اونلی توی کتاب دوم، آنشرلی بعد تحصیلات کویینز، میاد اونلی و توی مدرسه اونجا تدریس و معلمی رو شروع میکنه. اون فکر میکرده که توی شیوه تدریسش، هیچ نیازی به کتک و تنبیه بدنی نیست. تا اینکه یه شرایطی پیش میاد که مجبور میشه یکی از دانش آموزاشو با چوب بزنه... آنه بعد از این کارش خیلی احساس عذاب وجدان میگیره؛ اما این کارش تاثیر مثبتی توی افکار اون دانش آموزش میذاره که: "پس معلمای خانم هم میتونن خوب کتک بزنن و جدی باشن! ". آنه و داینا و گیلبرت و چندنفر دیگه از بچه های همسن و سال خودشون، تصمیم میگیرن یه انجمن اصلاح روستا بزنن. جدا از اینکه فعالیتای انجمن تاثیرات مفیدی روی اونلی میذاره، اما بعضی وقتا خراب کاری هایی هم انجام میشد!.. مثلا یک بار رنگ آبی ای که به گاری میزدن رو اشتباهی بجای رنگ سبز، به دیوار سالن روستا میزنن، و در کل ماجراهای جالبی براشون پیش میاد. یکی از اتفاقای دیگه ای که توی این جلد میفته، اینه که ماریلا یه دوقلو به اسم های"دیوی" و "دورا"رو به فرزندی قبول میکنه. دیوی پسر فوق العاده شیطونیه و برعکسش دورا، خیلی آرومه. توی این جلد، آنه با گیلبرت که توی جلد قبل بخاطر یه مسئله با هم قهر بودن، آشتی میکنن و فکرکنم بقیه ش معلومه دیگه.. . پ.ن: اسم کوچیک آنشرلی، درواقع "آن" هست، برای اینکه اشتباه نشه من "آنه" نوشتمش.
هدایت شده از Atra-
یک بار آنی به ماریلا گفته بود:« به نظر من بهترین و شیرین ترین روز، روزی نیست که همه ی اتفاق هایش باشکوه، شگفت انگیز یا هیجان آور باشند، بلکه روزی پر از شادی های کوچک و ساده است که یکی پس از دیگری مثل دانه های مروارید از گردنبند پایین می ریزند.» -آنشرلی در اونلی
هدایت شده از Atra-
بنظر من کتابای درسی فقط کتاب درسی نیستن، یه کتابن پر از خاطره سرکلاسی! بعضی وقتا سرکلاس خوابت میگیره ،بعضی وقتا خیلی خوش میگذره و دوست داری اون لحظات رو ثبت کنی. برای همین بعضی وقتا یه سری چیزا توی کتابم مینویسم یا میکِشم، چون اینا همشون یادگاری هستن و قراره وقتی دوسال دیگه سری بهشون زدم، فقط دوتا نکته مهم نبینم، دوتا جمله از دبیر اون سالِمون ببینم و بهش بخندم، یا فکرکنم "این چقدر حق میگفته و ما نمی دونستیم"...