هدایت شده از Atra-
-آنشرلی در اونلی
توی کتاب دوم،
آنشرلی بعد تحصیلات کویینز، میاد اونلی و توی مدرسه اونجا تدریس و معلمی رو شروع میکنه. اون فکر میکرده که توی شیوه تدریسش، هیچ نیازی به کتک و تنبیه بدنی نیست. تا اینکه یه شرایطی پیش میاد که مجبور میشه یکی از دانش آموزاشو با چوب بزنه... آنه بعد از این کارش خیلی احساس عذاب وجدان میگیره؛ اما این کارش تاثیر مثبتی توی افکار اون دانش آموزش میذاره که: "پس معلمای خانم هم میتونن خوب کتک بزنن و جدی باشن! ".
آنه و داینا و گیلبرت و چندنفر دیگه از بچه های همسن و سال خودشون، تصمیم میگیرن یه انجمن اصلاح روستا بزنن. جدا از اینکه فعالیتای انجمن تاثیرات مفیدی روی اونلی میذاره، اما بعضی وقتا خراب کاری هایی هم انجام میشد!.. مثلا یک بار رنگ آبی ای که به گاری میزدن رو اشتباهی بجای رنگ سبز، به دیوار سالن روستا میزنن، و در کل ماجراهای جالبی براشون پیش میاد.
یکی از اتفاقای دیگه ای که توی این جلد میفته، اینه که ماریلا یه دوقلو به اسم های"دیوی" و "دورا"رو به فرزندی قبول میکنه. دیوی پسر فوق العاده شیطونیه و برعکسش دورا، خیلی آرومه.
توی این جلد، آنه با گیلبرت که توی جلد قبل بخاطر یه مسئله با هم قهر بودن، آشتی میکنن و فکرکنم بقیه ش معلومه دیگه.. .
پ.ن: اسم کوچیک آنشرلی، درواقع "آن" هست، برای اینکه اشتباه نشه من "آنه" نوشتمش.
#معرفی_کتاب
هدایت شده از Atra-
یک بار آنی به ماریلا گفته بود:« به نظر من بهترین و شیرین ترین روز، روزی نیست که همه ی اتفاق هایش باشکوه، شگفت انگیز یا هیجان آور باشند، بلکه روزی پر از شادی های کوچک و ساده است که یکی پس از دیگری مثل دانه های مروارید از گردنبند پایین می ریزند.»
-آنشرلی در اونلی
#تیکه_کتاب
هدایت شده از شــهرِکـتـʙᴏᴏᴋ ᴄɪᴛʏــاب
2-Anne Shilrley Of Avonlea.pdf
حجم:
1.8M
کتاب📖PDF✨
#آنشرلی_در_اونلی
هدایت شده از Atra-
بنظر من کتابای درسی فقط کتاب درسی نیستن،
یه کتابن پر از خاطره سرکلاسی!
بعضی وقتا سرکلاس خوابت میگیره ،بعضی وقتا خیلی خوش میگذره و دوست داری اون لحظات رو ثبت کنی.
برای همین بعضی وقتا یه سری چیزا توی کتابم مینویسم یا میکِشم، چون اینا همشون یادگاری هستن و قراره وقتی دوسال دیگه سری بهشون زدم، فقط دوتا نکته مهم نبینم، دوتا جمله از دبیر اون سالِمون ببینم و بهش بخندم، یا فکرکنم "این چقدر حق میگفته و ما نمی دونستیم"...
#خودنوشت
هدایت شده از Atra-
در ژاپن مردم همیشه روی سمت راست پله برقی وایمیسن تا اگر خدایی نکرده کسی کار فوری داشت بتونه سریع از قسمت خالی رد بشه و بره! متاسفانه در کشور ایران مردم اینجوری نیست و ما باااید از کشورهای متمدنی مثل ژاپن اینو یاد بگیریم!
#متمدن_باشیم
هدایت شده از Atra-
این دبیر فارسی ما هر هفته میاد میگه فلان کار خوب رو در خود پرورش دهیم
بنظرم کارش خیلی خوبه و واقعا تاثیرگذاره
اما بعضی وقتا یه سری چیزا میگه ما احساس میکنیم وسط بیابون به دنیا اومدیم و هیچی از فرهنگ و ادب سرمون نمیشه، برای همین باید از کشور های متمدن اینو یاد بگیریم👌🏻
هدایت شده از Atra-
اینا همش یادم اومده چون فردا امتحانشو دارم
امیدوارم بی انصاف سوالای آسون داده باشه چون من زیاد نخوندم فعلا😔
هدایت شده از ذوالجــــناح
شاید باورتون نشه ولی هیچ نسل دهه هشتادیای دیگه دبستانی نیست :)