من زیست رو نمی فهمم، اون هم منو
کلا باهم سوتفاهم داریم
نمیتونم زندگیمو باهاش ادامه بدم، میخوام ازش جدا شم
فانوس دریایی.
هی میام درس بخونم یاد خاطره خجالت آور چندماه پیش میفتم😐
آخه زن تو فردا کوییز زیست داری نه کوییز خاطره ها
فانوس دریایی.
من زیست رو نمی فهمم، اون هم منو کلا باهم سوتفاهم داریم نمیتونم زندگیمو باهاش ادامه بدم، میخوام ازش ج
واقعا دیگه میخوام طلاق بگیرم
زندگی رو برام جهنم کرده
فانوس دریایی.
هی میام درس بخونم یاد خاطره خجالت آور چندماه پیش میفتم😐
کاش میشد مغزمو با اسید بشورم
انقدر هم فکر نکنم
اینکه میبینم با همکلاسیای جدیدم یه جور دیگه از همکلاسیای قدیمیم رفتار میکنم،
برام این سوال رو به وجود میاره که چجوری پیش هرکدومشون عوض میشم؟
با همکلاسیای قدیمیم به زور باید فکر میکردم تا یه چیز جالب به ذهنم برسه و نصف مواقع ساکتم. نمیدونم چی بگم. انگار محتاط تر رفتار میکنم. گاهی حس اضافه بودن داشتم
ولی با همکلاسیای جدیدم برعکسم، اصلا خیلی راحتم و قشنگ هرچی بخوام میگم، تخریب میکنم، انگار اونا روحیهشون بیشتر باهام نزدیکه.
نمیدونم شایدم اینطوری باشه که چون جدیدن باهاشون حال میکنم، شاید بعدا تکراری شه.. نمیدونم والا
البته هیچکدوم اینا به این معنی نیست که قراره قدیمیا رو ول کنم. با اونا هم یهجور دیگه دوستم، هاها نمیدونم چی بهش میگن؟
ولی اینطوری نیست که پسشون بزنم یا هرچی
وقتی درس داری حتی خوندن آبکیترین رمان و مانهواها بنظرت خیلی جذاب و کنجکاو کنندهست
اما وقتی از بعد امتحان برمیگردی خونه تا ادامهش رو بخونی، میبینی این چه چرتی بود واقعا😂😂