فانوس دریایی.
من زیست رو نمی فهمم، اون هم منو کلا باهم سوتفاهم داریم نمیتونم زندگیمو باهاش ادامه بدم، میخوام ازش ج
واقعا دیگه میخوام طلاق بگیرم
زندگی رو برام جهنم کرده
فانوس دریایی.
هی میام درس بخونم یاد خاطره خجالت آور چندماه پیش میفتم😐
کاش میشد مغزمو با اسید بشورم
انقدر هم فکر نکنم
اینکه میبینم با همکلاسیای جدیدم یه جور دیگه از همکلاسیای قدیمیم رفتار میکنم،
برام این سوال رو به وجود میاره که چجوری پیش هرکدومشون عوض میشم؟
با همکلاسیای قدیمیم به زور باید فکر میکردم تا یه چیز جالب به ذهنم برسه و نصف مواقع ساکتم. نمیدونم چی بگم. انگار محتاط تر رفتار میکنم. گاهی حس اضافه بودن داشتم
ولی با همکلاسیای جدیدم برعکسم، اصلا خیلی راحتم و قشنگ هرچی بخوام میگم، تخریب میکنم، انگار اونا روحیهشون بیشتر باهام نزدیکه.
نمیدونم شایدم اینطوری باشه که چون جدیدن باهاشون حال میکنم، شاید بعدا تکراری شه.. نمیدونم والا
البته هیچکدوم اینا به این معنی نیست که قراره قدیمیا رو ول کنم. با اونا هم یهجور دیگه دوستم، هاها نمیدونم چی بهش میگن؟
ولی اینطوری نیست که پسشون بزنم یا هرچی
وقتی درس داری حتی خوندن آبکیترین رمان و مانهواها بنظرت خیلی جذاب و کنجکاو کنندهست
اما وقتی از بعد امتحان برمیگردی خونه تا ادامهش رو بخونی، میبینی این چه چرتی بود واقعا😂😂
هدایت شده از کنکور | توییت | دانشجو 🎓
یکی نوشته بود؛ من 37 سالمه، به جای اینکه حسرت بخورم چرا زمان برنمیگرده عقب تا 18 ساله شم، وانمود میکنم 90 ساله بودم و یهو به طرز معجزه آسایی برگشتم به 37 سالگی، حالا دوباره 53 سال دیگه برای زندگی کردن دارم ...!
@TwitteDaneshjo
فانوس دریایی.
دبیر فارسی امروز یه روایت (نامعتبر؟) از سعدی برامون گفت،
قضیه اینطوری بوده که سعدی و معشوقه ش میرن یه به یه جشنی
و اونجا سعدی از یه خانوم دیگه تعریف میکنه و ازین حرفا😔
بعد معشوقش بهش برمیخوره و میگه من معشوقتم نه اون زنیکه فلان فلان شده
حالا ببینین سعدی در جواب چجوری خودشو توجیه میکنه:🤣🤣