eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ᴹᵉˡᵒᵈʸ
عنوان: دختر و سایه در یک شهر کوچک و آرام، دختری به نام لیلا زندگی می‌کرد. او دختری کنجکاو و خلاق بود که همیشه به دنبال کشف رازهای جدید بود. هر روز بعد از مدرسه، به پارک نزدیک خانه‌اش می‌رفت و در آنجا با خیال‌پردازی و تخیلش به ماجراجویی‌های جدید می‌پرداخت. یک روز در حالی که زیر سایه یک درخت بزرگ نشسته بود و کتاب می‌خواند، ناگهان متوجه شد که سایه‌اش از او جدا شده و به طرف درخت می‌رود. ابتدا شوکه شد، اما سپس با کنجکاوی به سایه‌اش نگاه کرد. سایه‌اش به آرامی شروع به حرکت کرد و به طرفش برگشت. لیلا در ابتدا ترسید، اما آنگاه متوجه شد که سایه‌اش می‌تواند با او صحبت کند! سایه‌اش به او گفت: "سلام، لیلا! من سایه تو هستم و می‌خواهم با تو یک ماجراجویی کنم." لیلا با شگفتی و هیجان قبول کرد و به دنبال سایه‌اش روانه شد. آن‌ها تصمیم گرفتند برای کشف دنیای جدیدی به سفر بروند. سایه به لیلا گفت: "من می‌توانم به تو نشان بدهم که چطور به چیزهایی که نمی‌بینی نگاه کنی." و به او یاد داد که چگونه چیزهایی را که در زندگی روزمره عادی به نظر می‌رسند، با دیدی جدید ببینند. آن‌ها در پارک به مکان‌های مختلف رفتند و سایه به لیلا نشان داد که هر چیزی یک داستان پنهان دارد. آن‌ها به دنبال گل‌های وحشی، پرندگان و حتی حشرات رفتند و لیلا یاد گرفت که چگونه هر یک از این موجودات چرخه‌های زندگی خود را دارند. سایه‌اش همچنین به او یادآوری کرد که همیشه باید در زندگی‌اش به دنبال زیبایی‌ها و نکات مثبت باشد، حتی زمانی که اوضاع سخت به نظر می‌رسد. سفر لیلا و سایه‌اش تا غروب آفتاب ادامه داشت. وقتی خورشید در افق غروب کرد، سایه به آرامی شروع به محو شدن کرد. لیلا با دل‌تنگی گفت: "چرا باید بروی؟ من نمی‌خواهم این لحظه تمام شود!" سایه با مهربانی پاسخ داد: "من همیشه با تو خواهم بود، حتی وقتی که نمی‌بینی‌ام. فقط کافی است به یاد داشته باشی که زیبایی و شگفتی همیشه در اطراف تو هستند." و بدین ترتیب، سایه به آرامی محو شد و لیلا به دنیای واقعی بازگشت. از آن روز به بعد، او هر بار که به پارک می‌رفت و سایه‌اش را می‌دید، به یاد ماجراجویی‌هایشان می‌افتاد و یادش می‌آمد که همیشه باید با چشمانی کنجکاو به دنیا نگاه کند و زیبایی‌های پنهان را کشف کند. داستان دوستیش با سایه‌اش همیشه در دلش باقی ماند و او فهمید که گاهی اوقات، سایه‌ها می‌توانند بهترین دوستان ما باشند.
فانوس دریایی.
عنوان: دختر و سایه در یک شهر کوچک و آرام، دختری به نام لیلا زندگی می‌کرد. او دختری کنجکاو و خلاق بود
واقعا. چیزهای کوچیکی هستن که ما هیچوقت بهشون توجه نمی‌کنیم، ولی شاید همونا هستن که باعث شدن دنیا قشنگ دیده بشه. متنت به دلم نشست ، ممنونم‌ ازت بابت زمانی که گذاشتی✨️💘
مود ۹۹/۹ آدمایی که منو تازه میبینن: Are you Japanese?🧐
شو خوش✨️