صبح زود. بارون نمنم. آسمون نیمهابری. خیابونای خیس. بوی خاک نمخورده. صدای گنجشکها و یاکریم.
کاش میشد این لحظه رو ذخیره کرد.
"یا ستارالعیوب".
پوشانندهی عیبها. خدای من، تعداد دفعاتی که اینکار رو برام کردی از دستم در رفته. اگه بقیه میدونستن من چهکارهایی که نکردم، احتمال ۹۹درصد ریحانهگریز میشدن. فقط خودم و خودت یه سریچیزها رو میدونیم. خدایا واقعا دمت گرم.
اگه تو نبودی من باید چیکار میکردم؟
دیروز یهسر گفتیم بریم شاهچراغ و اطراف که دوساعته برگردیم
و یکی از بهترین قسمتاش این بود که بارون اومد، البته نمنم بود ولی همونشم قشنگه.
خلاصه هیچی ساعت ۱۰ شب برگشتیم خونه😂
البته عوامل خیلی خیلی زیادی دست به هم داده بودن تا ما دیر برسیم و مهمترینشون: ترافیک، ترافیک و ترافیک.