فانوس دریایی.
بسم الله الرحمن الرحیم شروع میکنیم با نام خداوند متعال، میخوام از این حال و هوای دپرسی در بیام. اح
حدسم کاملا درست بود،
روی سریال به شدت کراش فوق وحشتناک زدم و انقدر از لحظه لحظهش اسکرین شات گرفتم که اگه بفرستم همشو، میترسم لفت بدید😂
-زندگی ما رو تو جریان سرنوشت، میکشتمون
بیرون و داخل این دنیای شلوغ، تمام تلاشمو برای پیشرفت میکنم، زندگی خودمو میکنم، و چیزی که باید رو از زندگی میگیرم
اما میدونم یهچیزی توسط این شلوغی سرکوب میشه.
🎬ToTheWonder
-مامان این مثل پرداخت بدهی حساب میشه؟
+معلومه آره
-عالیه! دیدی؟ بااینکه دستوپاچلفتیام، هنوز بدردبخورم، درسته؟
+دقیقا منظورت از بدردبخور بودن چیه؟ مگه بهدنیات آوردم تا به بقیه خدمت کنی؟ به درخت و علفها رو چمنزار نگاه کن، تا وقتی یکی بهشون برسه، ثمر میدن اما کسی ازشون استفاده نکنه هم انگار یه چیز عادی رو چمن. ولی آزادن مگه نه؟
🎬ToTheWonder
-باتای، من اینجا رو خیلی دوست دارم نه بخاطر تو، بلکه بخاطر خودم. پس چرا نمونم و امتحانش نکنم؟
+واقعا میخوای توی مزرعه بمونی؟
-آره.
🎬ToTheWonder
- اونروز نباید میزدم زیر گوشت، حس بدی داشتم
انگاری کل زندگیم از بین رفت نمیتونم چیزی بزرگ کنم، نمیتونم شکار کنم، حتی همهی تفنگام رو گرفتن
مردم دیگه از وقتی اومدن مزرعه، از خلیج پری رد نشدن، همشون از بزرگراه میان. حتی تو هم دیگه نمیخوای گلهداری کنی.. چرا ساختار دنیا اینجوریه؟ نمیفهمم
+ بابا، تقصیر منم بود
-بچه، تو هیچ اشتباهی نکردی، تو واقعا پسر خوبی هستی. تو بین بچههام، بهترین پسرمی.
🎬ToTheWonder