سریالش قشنگ بود.
چرا؟
چون مثل زندگی واقعیه، خبری از رفتارهای سوپرمنی نیست که بگیم نمیتونیم شبیهشون باشیم.
و نکتهای که خیلی برام قشنگ بود اینکه: عاشق شدن رو توی یک نگاه تعریف نکرد.
رفتم کامنتای سایتا رو زیر و رو کردم.
چندتا کامنت حق دیدم و گفتم شما هم حتما باید بخونیدشون.
توی یکی از کامنتا خوندم:¹ "سریالی از دل واقعیت، ولی به زیبایی رویا."
بنظرم بهترین توصیفی بود که میشد دربارهی آلتایِ من* داشت.
*اسم دیگهی سریاله
توی یکی از کامنتا خوندم:²(اگه سریال رو دیده باشین بهتر متوجه میشین)
"چقدر این سریال زیبا نشون داد که عید قربان واقعی وقتیه که به خاطر عشق بزرگتر و انسانیت روی علایقت پا میذاری. باتای، پدرش، مادر ونشیو… همشون اون روز علایقشونو قربانی کردن و این کار ساده ای نیست."
توی یکی از کامنتا خوندم:³
"این سریال من رو به این فکر فرو برد که شاید باید برگردیم…برگردیم به اون انسانیت و سادگی.دور شیم از این همه بازی و دویدن و برگردیم به خود اصلیمون.عجیبه که اکثریتمون ازش آرامش گرفتیم.آیا این نشون نمیده که به ذات انسانی همهی ما نزدیکه و به خود واقعی شادیآورمون شبیهه؟؟"
و کامنت⁴ برتر سال(یه طورایی معرفی هم حساب میشه پس بخونیدش حتما):
سینماتوگرافی این سریال فراتر از یه سریال تلوزیونی بود. هر قسمت یه سینمایی بود و اون تیتراژ چند ثانیه ای اول سریالم انقدر زیبا و جادویی بودن که آدم محو زیبایی هاش میشد.
کلا سریالی بود که روح و روان آدمو ترمیم میکرد. ساده مثل جریان آب بود و از زندگی میگفت. از رودی که تو مسیر معمولی و سنگلاخی جاری میشه و در هر حالتی همیشه در جریانه.
انگار با یه دختر نوزده ساله به یه تعطیلات تابستونی توی یه منطقه متفاوت میریم. روزا و شبامون رو اونجا سپری میکنیم. عصبانی، خوشحال و حتی عاشق میشیم. امید و هدف پیدا میکنیم. انگار زندگی داره بهمون یه رویه متفاوت رو نشون میده. پول زیاد چیز خوبیه اما نگا کن. یه گوشه این دنیا یه سری آدم چه طور دارن با سادگی بهترین زندگی رو تجربه میکنن؟ چرا؟ چون زندگیشون، زندگی هستش که باهاش احساس خوشبختی میکنن و هر جایی که خوشبختی قلبتو پر کرد، هر شکلی باشه، جایی هستش که تو به اون تعلق داری.