توی یکی از کامنتا خوندم:³
"این سریال من رو به این فکر فرو برد که شاید باید برگردیم…برگردیم به اون انسانیت و سادگی.دور شیم از این همه بازی و دویدن و برگردیم به خود اصلیمون.عجیبه که اکثریتمون ازش آرامش گرفتیم.آیا این نشون نمیده که به ذات انسانی همهی ما نزدیکه و به خود واقعی شادیآورمون شبیهه؟؟"
و کامنت⁴ برتر سال(یه طورایی معرفی هم حساب میشه پس بخونیدش حتما):
سینماتوگرافی این سریال فراتر از یه سریال تلوزیونی بود. هر قسمت یه سینمایی بود و اون تیتراژ چند ثانیه ای اول سریالم انقدر زیبا و جادویی بودن که آدم محو زیبایی هاش میشد.
کلا سریالی بود که روح و روان آدمو ترمیم میکرد. ساده مثل جریان آب بود و از زندگی میگفت. از رودی که تو مسیر معمولی و سنگلاخی جاری میشه و در هر حالتی همیشه در جریانه.
انگار با یه دختر نوزده ساله به یه تعطیلات تابستونی توی یه منطقه متفاوت میریم. روزا و شبامون رو اونجا سپری میکنیم. عصبانی، خوشحال و حتی عاشق میشیم. امید و هدف پیدا میکنیم. انگار زندگی داره بهمون یه رویه متفاوت رو نشون میده. پول زیاد چیز خوبیه اما نگا کن. یه گوشه این دنیا یه سری آدم چه طور دارن با سادگی بهترین زندگی رو تجربه میکنن؟ چرا؟ چون زندگیشون، زندگی هستش که باهاش احساس خوشبختی میکنن و هر جایی که خوشبختی قلبتو پر کرد، هر شکلی باشه، جایی هستش که تو به اون تعلق داری.
بقیه دیالوگها و اسکرینشات هایی که گرفتم رو الان یکهویی نمیفرستم.
همشو برای خودم ذخیره کردم یه جا و هرروز یکی دوتاش رو میذارم👍