eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
یعنی این رمانای‌ اینترنتی و ایتایی عجب اسیدی‌ان
وایسین یه نمونه بنر تبلیغشون‌ رو همین الان نوشتم🤣🤣
۹۹.۹٪ داستان‌های عاشقانه‌ی غمگین اینترنتی:
این داستان زندگی منه: نازنین‌پری. دختری که برای خونبس‌ با تک‌پسر خاندان تهرانی‌زاده ازدواج کرد. من داشتم عاشق امیرآرشام می‌شدم تا اینکه نامزد قبلی‌م( که معتقد بود نازنین‌پری یا زن من میشه یا می‌میره) برای من پاپوش خیانت دوخت و کاری کرد که امیرآرشام من رو به چشم یه آشغال ببینه. امیر آرشام من رو توی یه شب بارونی خونه بیرون انداخت، اون شبی که من ثمره‌ی عشقمون‌ رو باردار بودم، درحالی که برگه‌ی آزمایش توی دستم مچاله شده بود. از اونجا فرار کردم و به هر زحمتی که بود زنده موندم، یه روز امیرآرشام تهرانی‌زاده همه‌چیز رو میفهمید. ولی اون‌روز دیگه خیلی دیر شده بود. همین‌الان اینجا کلیک کن و داستان زندگی نازنین‌پری رو بخون! کاملا واقعی!
من امیرآرشام، کسی که تک‌تک زیردستاش‌ عین سگ ازش حساب می‌بردن. بخاطر یه رسم مسخره مجبور شدم با نازنین‌پری ازدواج کنم. اوایل ازش متنفر بودم، اما خبر نداشتم همون دختر ریزه‌میزه(!) قراره چطوری من رو مجنون خودش کنه. داشتم عاشقش می‌شدم تا اینکه خبر خیانتش‌ بهم رسید. از خونه پرتش کردم بیرون و بعد اون تبدیل به سنگ شدم. حالا بعد ۵ سال، پشت چراغ قرمز وایساده بودم که دختربچه خوشگل ولی نامرتبی رو دیدم که زد روی شیشه و گفت: "عمو از من گل می‌خرین؟ آخه مامانم مریضه.." پوزخندی زدم. اینم یکی دیگه از ترفندهاشونه برای پول چاپیدن‌ از مردم. اهمیتی ندادم که دختربچه دوباره گفت: "عمو میشه ازم گل بخری؟ عمو مامانم خیلی حالش بده، مامان‌ نازنین‌پری میگه اگه بابا داشتم مجبور نبودیم برای خریدن قرصاش‌ سر چهارراه گل بفروشیم!" با بهت به دختربچه نگاه کردم، نازنین‌پری؟ نازنین‌پریِ من؟ گفتم: من رو ببر پیش مامانت! بوگاتی‌ مشکی‌م رو وسط چهارراه ول کردم و با اون دختربچه‌ رفتیم پیش مامانش، از دیدن صورت لاغرش تعجب کردم و قلبم فشرده شد. این همون نازنین‌پری‌ای بود که صدای خنده‌هاش تا سر کوچه می‌پیچید؟ این بچه کیه؟ چقدر شبیه بچگی‌های خودم بود! نه، باورم نمیشه! ازش پرسیدم: این بچه‌ی منه؟ من باهات چیکار کردم نازنین‌پری..(نازنین پری یهو غش کرد) نازنین‌پری!! غلط کردم عزیزممم!-عر زدن و خودزنی های امیرآرشام- عاشقانه‌ای از جنس درد و جنون! با قلم گیرای خانم فلانی‌پور❤️‍🔥
وای از خنده به فنا رفتم
میتونید روی لینک کلیک کنین و این رمان فوق‌العاده رو بخونین! سرگذشت نازنین‌پری، کاملا واقعی❤️‍🔥
اوه ببین کی دوباره درسش‌ رو گذاشته واسه شب امتحان؟ فقط چون چندتا صفحه خونده و بعدش فکرکرده همه‌چیزدانه و بقیه‌ش هم با همین سرعت قراره ببنده؟
فانوس دریایی.
اوه ببین کی دوباره درسش‌ رو گذاشته واسه شب امتحان؟ فقط چون چندتا صفحه خونده و بعدش فکرکرده همه‌چیزدا
با‌ سلام، شما دارید پیام یک‌ دلقک رو میخونید که آخرشم نتونست مبحث رو ببنده و حالا مجبوره صبح ساعت ۳ و نیم پاشه تا به‌ پیشرفت‌های اخیرش و امیدواری‌های خود، خانواده و دبیر فيزيک، گند نزنه🙏🏻