فانوس دریایی.
به سلطان اهمالکاری سلام کنید✋
درجهی اهمالکاریم رو وقتی فهمیدم که داشتم فکر میکردم که یعنی کار دیگهای مونده؟ و هربار توی ذهنم جواب میدادم نه دیگه، کاری نیست بعد این برو بخواب.
بعد یهو یادم افتاد شناسنامه اثر پژوهش فیزیکم فقط تا فردا وقت داره و باید صبح تحویل بدم.
همهچیز عالیه، منم از این وضعیت راضیم🗿🤝
چینیا هم این شکلین که میای کراش بزنی بعد یادت میاد نصف این قیافه فقط میکاپه.
داشتم به این فکر میکردم که چی میشه اگه بریم مهمونی و برامون یه لیوان شربت آلوئهورا که توش نیِ باشه بیارن؟
فانوس دریایی.
داشتم به این فکر میکردم که چی میشه اگه بریم مهمونی و برامون یه لیوان شربت آلوئهورا که توش نیِ باش
بعد آخه تیکههای آلوئهورا گیر میکنه توی نِی که،
درد من از همینجاست.
آخه فلانفلاننشده، دودقیقه به ما حس اضافی بودن القا نکن و بذار خوشحال باشیم.
چرا آدما برداشتهای اشتباهشون رو به گور نمیبرن؟
حالا خودمم از این قاعدهی آخری مستثنی نیستم. ولی ناموسا دارم تلاشمو میکنم دیگه.
حالتی وجود داره که نه میتونی از چیزی گله کنی و نه خوشحال باشی. بهش چی میگن؟ معلق بودن؟
اگه مامانم اینو میخوند حتما میگفت که خوشی زده زیر دلت.