فانوس دریایی.
خاک بر سرم ربع ساعت دیگه کلاسم شروع میشه دو قسمت دیگه از فیلمی که گفت ببینید مونده
دیروز موقع کلاس زبانم رفته بودیم دریا،
بعد من ازونجایی که نمیخواستم کلاس زبانم رو از دست بدم، گفتم اشکال نداره یه جای خلوتی پیدا میکنم و میرم سرکلاس زبانم.
بعد حالا بیست دقیقه فقط دنبال یه جایی بودم که نت بگیره. آخرش بالاخره وصل شدم و رفتم سرکلاس. بعد معلمه اینطوری بود که خب نظرت چیه الان بری با دوستات خوش بگذرونی و بعدش از خواهرت مشقا رو بگیری؟
من هم از خداخواسته حتی یکثانیه هم فکر نکردم و قبول کردم😂😂
هیچی با خوشحالی فراوان دیگه کلاس را ترک نموده و راهی خوشگذرانی شدیم.
البته درسته آخرش یه ذره حالمون گرفته شد، فشفشهها رو هم هوا نفرستادیم؛ ولی بازم معتقدم بهتر از خونهنشینی بود.
فانوس دریایی.
حقیقت تلخ فقط اونی که -بهعنوان یه بچهمدرسهای- متوجه میشی یهسریها فقط بخاطر اون پسوند "ممتاز" با
تاابد از آدمایی که فقط بخاطر نمره به بقیه نزدیک میشن متنفرم.