فانوس دریایی.
نقاشی جدید شروع نمودم.
هرچی فکر کردم واسه بقیهش هیچی به ذهنم نرسید واسه همین گفتم زشتترش نکنم و بذارم هروقت حسش اومد بقیهش رو بکشم
مامانم اینا خونه نبودن و نهار امروز رو با خواهرم درست کردیم.
بعدش خوابیدم.
بیدار شدم.
وسایلم رو مرتب کردم.
با هنذفری آهنگ گوش دادم و نقاشی کشیدم.