فانوس دریایی.
نقاشی جدید شروع نمودم.
هرچی فکر کردم واسه بقیهش هیچی به ذهنم نرسید واسه همین گفتم زشتترش نکنم و بذارم هروقت حسش اومد بقیهش رو بکشم
مامانم اینا خونه نبودن و نهار امروز رو با خواهرم درست کردیم.
بعدش خوابیدم.
بیدار شدم.
وسایلم رو مرتب کردم.
با هنذفری آهنگ گوش دادم و نقاشی کشیدم.
فانوس دریایی.
راستی دارم به عنوان سومین کتاب، غرور و تعصب رو میخونم. مترجم توی مقدمه نوشته ترجمهی درستتر اسم کت
غرور و تعصب صفحهی ۱۶۸.
حس میکنم ترجمه خیلی کلمههای سخت سخت گذاشته درحالی که شاید میشد با کلمههای شیواتر ترجمه کرد.