eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا این دوره‌ی بلوغ قیافه‌ی من کی تموم میشه؟
فانوس دریایی.
ساعت یک و نیم شبه. مامانم و کل خانواده‌ی پدری خونه‌ی مامان‌بزرگمن‌ و برای نذری فردا درحال‌ پخت و پزن
کتاب ساحلی امروز(درواقع دیروز) تموم‌ شد. هروقت حوصلم شد تا فردا درباره‌ش براتون خواهم گفت✅️
چقدر خوبه که برای فردا هیچ برنامه‌ای ندارم(البته یه مدته اینطوری هست) توی ذهنم قرار نیست برای "درس‌های فردا" برنامه‌ریزی کنم. میدونی چیه، بعضی وقتا آدم دلش میخواد از بند هرچی برنامه و کار و درسه‌ رهای رها باشه. در بی‌برنامه‌ترین حالت ممکن باشه و بزرگترین دغدغه‌ش این باشه که فردا کدوم کتاب(رمان) رو شروع کنه.
فانوس دریایی.
واژه‌هایی در اعماقِ آبیِ دریا. الان که‌ این کتاب تموم شده حس عجیبی دارم. شاید هم چون تازه از خواب بی
"کتاب ساحلی". ژانویه اندروز، نویسنده‌ای که از عشق و تماشا کردن طلوع خورشید با کسی که دوستش داری، می‌نوشت. پدرش رو از دست داد و بعد مرگش متوجه شد که پدرش به مادرش خیانت کرده بوده. بله، خیانت. نمیدونست کدوم نسخه‌ی پدرش رو باور کنه. و بعد مجبور میشه به خونه‌ی ویلایی‌ای بره که پدرش و اون زن اونجا زندگی می‌کردن. اونجا گاس رو دوباره ملاقات میکنه؛ رقیب دانشگاهش(که نمیدونست گاس هم اون رو رقیبش می‌دید یا نه؟). گاس هیچ‌کدوم‌ از کتاب‌هاش رو با پایان خوش تموم نمی‌کرد. کتاب با اینکه عاشقانه بود ولی آدم‌هایی که عاشق شدن واقعی بودن. شخصیت‌های کتاب موهای قهوه‌ای-طلایی و چشم‌های‌ آبی نداشتن. بی‌نقص نبودن. لباس گاس ۹۹ درصد مواقع چروک بود و موهای ژانویه با باد نمی‌رقصید. یه جاهایی گاس رو بیشتر می‌فهمیدم. من هم آشنای‌ قدیمی‌ای داشتم که "حس می‌کردم هيچوقت واقعا نمی‌شناسمش." وقتی از دوست تبدیل به آشنا شد، فهمیدم تقریبا هیچی ازش به‌جز رنگ موردعلاقه‌ش نمی‌دونستم. "گاس هنوز فکر می‌کرد یک چیزی کم دارد، یک تکه‌ی خاص که بقیه‌ی مردم دارند، چیزی که باعث می‌شد آدم‌ها بمانند و این کمی قلبم را شکست." "[دیالوگ گاس]: فکر می‌کردم... فکر می‌کنم باور داشتن به عشق شجاعانه‌ست. منظورم عشق پایداره. اینکه سعی کنی چنین چیزی رو به‌دست بیاری، حتی با علم به اینکه ممکنه بهت آسیب بزنه." به قول گاس "اعتقاد نداشتن به یه‌چیز باعث نمیشه از خواستند دست بکشی، البته اگه محتاط نباشی." منظورش عشق بود. قبولش دارم. البته حس می‌کنم زدن این حرف‌ها برای سن‌ من بزرگونه‌‌ست؛ به هرحال فقط دارم نظرم رو در سن ۱۵ سالگی ثبت میکنم. درست و غلط بودنش رو تایید نمیکنم، مسخره بودن یا نبودنش هم همینطور. راستش رو بخوای هیچوقت کسی رو ندیدم که درآخر از عشق چیز خوبی بهش رسیده باشه. فقط اون اوایلش قشنگ و خوشگله و بعدش؛ بعدش نمیدونی چی میشه. هیچوقت نمیتونی کسی رو کامل بشناسی و این ترسناکه. بذار ببینم تا ۱۵ سال بعد نظرم تغییر میکنه یا نه. اصلا برای همین دارم نظریاتم‌ رو ثبت می‌کنم تا درآینده متوجه سِیر تحولات خودم بشم. پ.ن: جملاتی که با "..." مشخص شدن از کتاب هستن.
نت ملی شد و من به دلایل نامشخص هنوز نخوابیدم و دارم این شاهکار رو دانلود می‌کنم.
هدایت شده از پناهگاه‌کاغـذی :>
812.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من فقط اینو میخواممم. @papershelter 💆🏻‍♀📚 ┆
برنامه تصویب شد(تا وقتی که درس خوندن رو شروع نشه): فیلم کتاب فیلم کتاب فیلم کتاب