یکی از دلایلی که بندر رو دوست ندارم اینه که برگشتن به بندر، درواقع مساوی با برگشت به روزمرگی کشندهست.
فانوس دریایی.
یکی از دلایلی که بندر رو دوست ندارم اینه که برگشتن به بندر، درواقع مساوی با برگشت به روزمرگی کشنده
حالا در این حد کشنده، ولی روزمرگی و روتین داشتن شبیه عذابه
فانوس دریایی.
دیشب بااینکه هواشناسی زده بود فردا بارونه خیلی امیدوار نشدم؛ ولی تهِ تهِ دلم یه امیدایی داشتم. صبح
واقعا نیاز به ریواچ(reDay?) ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ دارم.
مامانم میگه ساعت بدنت بهم ریخته. سعی کن خوابت رو درست کنی که صبحها بتونی درس بخونی؛
بهش میگم آره ولی متاسفانه مغزم خیلی از درس خوندن در شب خوشش اومده.
امروز رفتم کتابخونه و واقعا چشمم رنگی شد.
همه لباسای رنگ روشن و اکثرا هم سبز. انواع طیفهای رنگی سبز. آره دیگه انگیزه گرفتم من هم استایل..! ببخشید درس بخونم.
فانوس دریایی.
ممنونم بچهها، دیگه بس دستتون دردنکنه که شرکت کردید💘 سعی میکنم تا دوشنبه همشو آماده کنم
من واقعا توی قول دادن بدترینم و همیشه دیر میکنم.
این دفعه باید بگم از ۱۳ تا فقط ۶تاش رو آماده کردم و اگه میل به کشتن من دارید، کاملا طبیعیه و بهتون حق میدم
نمیخوام بهونه بیارم اما یکی از دلایلش نت کافی برای توی پینترست گشتن و پیدا کردن عکس مناسب برای مودبردها بود؛
درواقع قرار بود وقتی برمیگردیم بندر نت وایفای بگیریم اما به دلایلی مامانم اینا قبول نکردن و از نت مامانم استفاده میکنیم. خلاصه که همهی این شرایط به علاوهی تنبلی انکارنشدنی من باعث شد که تا الان فقط ۶ تاش آماده باشه. مهربونی میکنید اگه من رو ببخشید و صبوری کنید💘
🌿-برای نورسا.
از طرف ریحانه.
فکر میکنم برای دوستیهات ارزشی قائلی و براشون تلاش میکنی، ولی گاهی شاید حس کردی نیاز داری آدمها تو رو هم بشنون، نه اینکه تو فقط براشون شنونده باشی.
ادبیات رو دوست داری و نوشتههات قشنگن و خلاقانه. قشنگن چون معلومه کلماتت از یه جایی که اعماق وجودته، از ته دلت، میان. شاید این برات یه راهه تا حرفای دلت رو بزنی؛ حرفهایی که کسی نشنید و از چشمات نخوند.
تو یه جنگجو هستی. نمیدونم با چی میجنگی. شاید با خودت، شاید هم با ریاضی.درنهایت چه برنده باشی و چه بازنده؛ مهم اینه که شجاعت جنگیدن رو داشتی.
همون آدمی هستی که حتی اگه شام سوپ باشه و هوا جهنمی، باز هم باور داری که زندگی قشنگه.
شاید خیلی در ظاهرت معلوم نشه، ولی فکر میکنم "پرسفون" باشی. کسی که تاریکی و روشنایی رو دیده و حتی توی تاریکی هم روحش هنوز شاعره. شاعری که حتی توی تاریکی هم به دنبال معنا و زیبایی میگرده.