فانوس دریایی.
خدایا ممنون ولی دنیایی که ساختی اصلا قشنگ نیست.
حالا یکم اغراق شده بود. یکم قشنگ هست. فکر میکنم ما بخاطر همین یکم قشنگیها هنوز زندهایم.
فانوس دریایی.
بالاخره اسکاجی که داشتم برای مامانم میبافتم رو تموم کردم✅ درواقع چندهفته پیش شروعش کردم ولی دیگه تن
الان هم دارم رومیزی جدید میبافم. درواقع دیروز شروع کردم
فانوس دریایی.
هوا، هوای دوردور تو خیابوناست نه خوندن شیمی'-'
عجب دنیاییه واقعا. وسط آذر که هوا عالیه و میچسبه برای بیرون رفتن، ما درس داریم. الانم که چلهی تابستونه و نصف روز بیکاریم، هوا گرمه.
میبینید؟ کلا دنیا با ما سر ناسازگاری برداشته.
فانوس دریایی.
به خودم گفتم بشین بخون و درعوض موقع استراحت جلد ۳ مدرسهی خوبها و بدها رو شروع کن. آره دیگه، بین قف
هرکار میکنم دست و دلم به خوندن ادامهی جلد ۴ مدرسهی افسانهای نمیره.
تازه هفته پیش هم یه کتاب دیگه از کتابخونه قرض گرفتم ولی اصلا دست و دلم به خوندن اون هم نمیره.
شیطان میگوید برو و برای برای سوم قصر آبی رو بخون(reread?).