بعضی وقتا نمیدونم چی میشه که دلم میخواد کل پیامرسانهای گوشیم رو پاک کنم، دور هرچی دوستی هست رو با خودکار قرمز خط بکشم، از آدما دور شم، بهقول معروف برم توی غار و برنگردم.
میدونی کلا ارتباطات انسانی به آدم حس آسیبپذیری میده. انگار هرلحظه ممکنه از پشت سر خنجر بخوره بهت ولی نمیدونی کِی، انگار هم میخواستی بمونی و هم فرار کنی، یه حرفی که نباید میگفتی ولی اگه نمیگفتی خفهت میکرد، بعد همهچی تموم.
آخرش تو میمونی و تلاش فراوان؛ اما بینتیجه برای "خود را به آن راه زدن" که مثلا چیزی نشده:
نقاشی میکشی ولی ایندفعه با رنگ آبی. ناراحتیت رو با قیچی سر موهات خالی میکنی. دلت رو خوش میکنی به رنگ سیب قرمزی که با رنگ پیرهنت ست بود. دل میبندی به نور خورشیدی که صبح زود موهات رو روشن میکنه.
همهی اینکارا رو انجام میدی؛ اما شب که پتو روی سرت میکِشی، نقاب چهرهت میفته.
اصلا چیه این غم؟ وقتی درگیرشی منتظری تا تموم بشه و وقتی ازش رها میشی، انگار یهچیزی رو گم کردی.
با اینحال همیشه باور دارم که "انسان موجودی اجتماعی است". برای همین نمیتونم برم توی غار تنهایی و برنگردم. پس باز هم نامه مینویسم و برای تولدت ستاره میبافم.
میدونم یه روز میاد که باید خداحافظی کنیم؛ ولی قبل خداحافظی بیا خاطره بسازیم.
دوستان یک خواهشی دارم، لطفا اگه به اجبار اینجا عضو هستید و باهاش حال نمیکنید، لفت بدید. رودروایسی نداشته باشید، من هم رودروایسی ندارم.
طبق تحقیقات اخیر پژوهشگران دانشگاه استنفورد، داشتن موهای خوشفرم باعث میشود روزی بهتر از دیروز داشته باشید.
فانوس دریایی.
دارم میرم تابستانی که زیبا شدم رو ببینم لعنت بر من با این انتخاب ابلهانه به هیچکس نخواهم گفت که ا
خب امروز فصل ۱ رو تموم کردم.
حس میکنم جرمایا و کانرد فکر میکنن آسمون باز شده و بلی از وسطش افتاده زمین
حالا بلی:
ماشالله همه رو یه دور امتحان کرد
آخرش هم رفت سراغ همون عشق اولش چون هیچی عشق اول نمیشه💋
اسکلتر از جرمایا و کانرد و کل کاراکترهای این سریال
منم که میدونم چقدر این سریال اسیدیه ولی بازم دارم میبینمش🫵🏻