وجدانم درد میکنه. بذار یه لیست از درسها عقب مانده و نمانده بنویسم و بخونم. سگم اگه نخونم
فانوس دریایی.
حس میکنم توی وویسش گفته دخترهی ایکبیری اگه نمیخوای مشقاتو جدی بگیری برو و کپهی مرگت رو بذار و د
گوش کردم
غیرمستقیم منظورش همین بود
گفت قبول نمیکنه تا هفته بعد سرموقع بفرستم
هوای اینجا واقعا خوبه ولی واقعا اخیرا بینیم آسایش نداشته. تازه فرض کن موقع دویدن باد میره تو بینی زخمی و شکنجهشدهت و به فنا میری.
دلم برای هوای شرجی تنگ شده
بندر رو به من برگردونید
فانوس دریایی.
هوای اینجا واقعا خوبه ولی واقعا اخیرا بینیم آسایش نداشته. تازه فرض کن موقع دویدن باد میره تو بینی ز
قبلا هرازگاهی به فکرمون میزد و به بابا میگفتیم کار و بارشو جمع کنه و بریم شیراز واسه زندگی. ولی بابام هربار بهونه میآورد که آب و هوای خشک به من نمیخوره و ازین حرفا. قبلا فکر میکردم فقط میخواد ما رو دست به سر کنه ولی الان من هم توی تیم پدر هستم🍻
فانوس دریایی.
هوای اینجا واقعا خوبه ولی واقعا اخیرا بینیم آسایش نداشته. تازه فرض کن موقع دویدن باد میره تو بینی ز
بعد وقتی اون ارشد(سنپای) میگه سریعتر بدویید😡 دلم میخواد یکی بزنم توی دهنش و بگم خفه شو عزیزم
اگه توی بینی من زندگی میکردی(سطح طنز)، دیگه نمیگفتی سریعتر بدویید
ناموسا بقیه چطوری توی شهرهایی با هوای خشک زندگی میکنن؟
درود بر شرجی
درود بر گرما
یکی از عجایبی که خیلی ذهنم رو همیشه درگیر میکنه، مثلث برموداست. یه روز که دیگه عمری ازم گذشته بود و خسته از دنیا بودم، میرم اونطرفا و حقایق رو کشف میکنم. شاید برای دنیا نه ولی حداقل برای خودم کشفش میکنم. فوقش هم میمیرم دیگه، ازونجایی که اونموقع امیدی هم به دنیا ندارم پس اگه بمیرم هم مشکلی نیست. اگه نمردم هم که عالیه.