فانوس دریایی.
با این آهنگه بوی پاستا میزنه زیر دماغم. شرمنده شاعرانهتر از این نتونستم توصیف کنم
فانوس دریایی.
ولی وایب این آهنگ اسپانیایی>>> #Music
قبلا هم این آهنگ رو گذاشته بودم دقیقا ۱ سال و ۴ روز قبل. ولی اشکال نداره بذارید باشه
Holy shit.
نرجس دارد میرود. همیشه به عنوان شوخی از این اتفاق یاد میکردم و میگفتم وقتی بره دانشگاه بعدش اتاق مال من میشه و بر خونه سلطنت میکنم و ازین سمبازیا. از اول هم میدونستم حرفام لاپوشونیه. الان هم شما میدونید. هفتهی بعد این موقع ما حدود ۶۰۰ کیلومتر از هم فاصله داریم.
قرار نیست طی چندسال آتی به کسی بگم" ایندفعه نوبت توئه که بری نودل/چیپس بخری".
قرار نیست وقتی هلههوله میخرم استرس داشته باشم که نرجس بگه چرا چیپس سرکهای خریدی؟
قرار نيست به کسی بگم "جلوی در نخواب".
قرار نیست وقتی خونه خالی میشه تنها آهنگ بذارم و پاستای فوریِ نیمساعته درست کنم.
قرار نیست با کسی سر اینکه لباسمو برداشته، نیم ساعت دعوا کنم ولی بازم لباسمو بپوشه.
قرار نیست تا نصفهشب صحبت کنیم و مامان فرداش بگه صدای پچپچهاتون نذاشت بخوابم.
چقدر بد که دنیا آدمها رو از هم جدا میکنه. تا وقتی که بدونم اونجا نفس میکشی و خوش میگذرونی و به هدفت نزدیکتر میشی، مشکلی ندارم. ولی دیگه کی گاز رو بعد آشپزیهای کثیف من تمیز میکنه؟
شنبهها کلاس زبان دارم و کل هفته رو به امید رسیدن دوبارهی شنبه سپری میکنم.
بهترین کلاس زبان و معلمیه که تاحالا داشتم. یه پارچه خانوم✅(آقا❌)
تاحالا مثل خودش و کلاسشو ندیدم🙏🏻
کل ۱۶۸ ساعت هفته به کنار، فقط یک ساعتش خوبه
پ.ن: اگه فکر میکنی ساعتهای هفته رو زدم توی ماشین حساب، کاملا درست فکر میکنی.
قیافهم وقتی میبینم دانشآموز کلاس هشتمی از الان داره برای آزمون نمونه/تیزهوشان میخونه:
اینکارو با خودت نکن.