هدایت شده از پوکی
اگه دفتر بودید تمام گوشه های کتاب با نقاشی رندوم پر بود و چند لکه رنگ روشون پاشیده بود. کلا بوی خوش کاغذ و رنگ ازش میومد و بیشتر درمورد روزتون توی محل زندگیتون با طنز خودتون مینوشتید🤌🏻
https://eitaa.com/About_Reihan
فکرکنم واقعا وقتشه قبل اینکه دیر بشه تغییر رشته به ریاضی بدم و خودم رو خلاص کنم
کاش یه دکمهای وجود داشت که فشارش میدادم
بعد زمان وایمیساد و هرچقدر دلم میخواست به هیچکاری نکردن میگذروندم. بعد که رفرش میشدم به زندگی واقعی برمیگشتم
هروقت ساعتای ۳ شب بیدار میشم میبینم خونهی روبروییمون پنجرهی اتاقش روشنه.
ولی این ساعتها که معمولا همه بیدارن خاموشه. نمیدونم چیکار میکنه