انقدر پلیلیستم متنوعه که نمیتونم توی جمع پخشش کنم. همه دارن میرقصن که یهو قاری شروع میکنه به قرآن خوندن.
مسئلههای جالب هندسه رو که حل میکنم مغزم یهو میگه 💥. اینکه اعداد رو با شکل قاطی تطابق میدی و یهو یه ایده برای حل سوال به ذهنت میرسه واقعا حسش اینطوریه که انگار لامپ توی مغزت روشن شده.
واقعا با هندسه حال میکنم. یعنی من ریاضی رو خیلی دوست نداشتم ولی از وقتی براش وقت بیشتری میذارم دلم میخواد باز هم وقت بیشتری براش بذارم. هندسه داره منو جذب میکنه. آهنربای کی بودی تو(از شدت خز بودن برم محو شم)
و این حس برام جالبه چون معمولا میبینم هندسه رو خیلی دوست ندارن. دیگه این رو بشنوم قلبم میشکنه
الان اینطوری صحبت میکنم رو یادتون باشه، اگه شب امتحان یه جور دیگه صحبت نکردم،
به این نشونهست که عشق من و هندسه ابدیه
خانم ویرجینیا وولف عزیزم دربارهی این موضوع، تو کتاب موجها گفته:« هیچکدامتان جرعت نداشتید همرنگ جماعت نشوید. برای گذراندن یک روز چقدر دروغ، دستمال به دستی، زبانریزی و نوکرمآبی.»
-از https://t.me/namirjose
فانوس دریایی.
:"Sometimes I'm naturally good and I don't need to look good."
این جریان داره. برای مشق زبان یه متن درمورد "چگونه در برخورد اول تاثیر خوبی بگذاریم" نوشته بودم. بعد خانم معصومی ازم پرسید که خودتم به اینا عمل میکنی؟
و منم گفتم نه همیشه، و بعدش این رو گفتم😏
اعتماد به سقف. سقف فرو ریخت
(این مکالمهها به انگلیسی بود)
ازونجایی که حس میکنم اسم کانال سنگینه پس به یه چیز دیگه تغییرش میدم. "road to Avonlea" /جادهای به اَوِنلی(اسم انگلیسی سریال قصههای جزیرهست)
اَوِنلی هم یه شهر خیالیه که توی داستانای الاممونتگمری معمولا هست. مثلا توی آنشرلی و کتاب دختر قصهگو و جادهی طلایی.
نمیدونم انگلیسیش بهتر بود یا فارسیش ولی خب فعلا فارسیش باشه اگه بد بود انگلیسیش رو میذارم
گویا من هنوز درمورد اسم کانال با خودم به صلح نرسیدم