امروز درحالی که داشتم روی نون توموشی لیمو میریختم، فکر میکردم در آینده قراره چطوری بدون جنوب دووم بیارم؟
هرجای دنیا هم برم باز همیشه به اینجا برمیگردم.
🧑🏻 در فروشگاه: مامان مامان کیسهی آبگرم که میخواستی. مامان. مامان. کیسهی آبگرم که میخواستی
واکنش مادرِ پسرک: (به کتفم)
فانوس دریایی.
🧑🏻 در فروشگاه: مامان مامان کیسهی آبگرم که میخواستی. مامان. مامان. کیسهی آبگرم که میخواستی واکنش
یاد خودم افتادم. یه بار تاحالا یکی از ناخنهام کلا بلند شده و کنده شده.(بعد دوباره از اول رشد کرد.)
حالا چطوری اتفاق افتاد؟ پیشدبستانی که بودم خونهی یکی از فامیلهای رو اعصابمون بودیم و موقع خداحافظی بالاخره رسید. من داشتم از اتاق میومدم بیرون و دستم هنوز روی چارچوب در بود که دختر میزبان(دخترهی فلان فلان شده) یهو در رو محکم بست.
واکنش دست من:🩸🩸🩸
بعد عین چی داشتم گریه میکردم و هرچی مامانم رو صدا میزدم، مامانم گرم خداحافظی با فامیلامون بود و اصلا نفهمید🥀