قايقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاک غريب.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجرهها رو به تجلی باز است.
مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف.
خاک، موسیقی احساس تو را میشنود
و صدای پر مرغان اساطیر میآید در باد.
پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند.
پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.
-سهراب سپهری
نمیدونم گفتم آبان انگار روی ۲x گذشت؟
حالا آذر روی ۳x داره میگذره. اصلا نمیفهمم تاریخها چطور پشت سر هم رد میشن
دیروز درحال خوندن درس هورمونها بودم که یهو هورمونهای دهن سرویس کنِ خودم کاری کردن که دیگه نتونم درس بخونم. رفتم خوابیدم
دنیای عجیبیه. ما تاحدودی توسط هورمونهامون کنترل میشیم
فانوس دریایی.
دیروز درحال خوندن درس هورمونها بودم که یهو هورمونهای دهن سرویس کنِ خودم کاری کردن که دیگه نتونم در
همچین هم عجیب نبود ولی دلم خواست بهش بگم عجیب. مشکلی هست؟
هنذفریم خراب شد. درواقع یک هفتهای هست خراب شده و خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحتم