دیروز درحال خوندن درس هورمونها بودم که یهو هورمونهای دهن سرویس کنِ خودم کاری کردن که دیگه نتونم درس بخونم. رفتم خوابیدم
دنیای عجیبیه. ما تاحدودی توسط هورمونهامون کنترل میشیم
فانوس دریایی.
دیروز درحال خوندن درس هورمونها بودم که یهو هورمونهای دهن سرویس کنِ خودم کاری کردن که دیگه نتونم در
همچین هم عجیب نبود ولی دلم خواست بهش بگم عجیب. مشکلی هست؟
هنذفریم خراب شد. درواقع یک هفتهای هست خراب شده و خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحتم
فانوس دریایی.
بعد اینکه برنامهی اون خانومای دفنواز تموم شد، از بچههای مدرسه هم دو سه نفر اومدن و آهنگ خوندن. دوتاشون خیلی صداشون قشنگ بود یعنی اینطوری بگم که فرشتهها حنجرهشون رو بوسیده بودن. حیف این صداها و استعداد.
دیروز که مامان اینا بیرون بودن، داشتم وسایلمو جمع میکردم و همزمان انواع تنهای صدا رو امتحان میکردم ببینم چطوری میشه(خیلی سم شد). از اتاق اومدم بیرون یهو دیدم در خونه بازه و ماماناینا برگشتن. امیدوارم صدام رو نشنیده باشن همونطور که من صدای کلید رو نشنیدم.