تنها مشکلم با سریالای چینی اینه که خیلی اصرار دارن بگن ما مادرزادی سفیدیم. انقدر که اینا کرم میمالن صورتشون تا سفید بشن اروپاییا سفید نیستن.
صورتشون 🌞 نورانیه رسما و بدتر از آن؟ اینکه هرازگاهی رنگ گردنشون با صورتشون فرق داره. در این لحظه فقط میخوام سرم رو بکوبم به دیوار
میدونم احتمالا خیلیامون الان فشار روانی بدی رو تحمل میکنیم.
میخوام تاجای ممکن اینجا درمورد اینچیزها اینجا صحبت نکنم، ولی میخوام بدونید بیتفاوت نیستم. فقط خسته شدم از اینکه اخبار تکراری رو همهجا ببینم و حسی که همه داریم رو جار بزنم و بیشتر خسته بشم. درهرصورت ما همه مردم ایرانیم.
به امید روزهای بهتر.
چو رخت خویش بربستم از این خاک
همه گفتند با ما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر
چه گفت و با که گفت و از کجا بود
-اقبال لاهوری
فانوس دریایی.
چو رخت خویش بربستم از این خاک همه گفتند با ما آشنا بود ولیکن کس ندانست این مسافر چه گفت و با که گف
بابا از یکی از دوستاش گفت:"همیشه بهم میگفت خوشبحالت که بابات رو داری و پشتت هست."
بابای خودش توی جنگ تحمیلی شهید شده بود. از لحاظ مالی خانواده عمو و داییش خیلی به خودش و مامانش کمک میکردن ولی تکیهگاهی نداشت. از لحاظ روحی رو به فرسایش..
کنکور مدیریت بازرگانی رشت قبول شد ولی نرفت. بعد یه مدت درگیر مواد شد ولی ترک کرد. بابا گفت وقتی ترک کرده بود یه جعبه شیرینی گرفتم و رفتم خونشون. مامانش و خودش کلی خوشحال شدن. صحبت کردیم و.. .
دوباره بعد چندوقت دوباره به مواد رو آورد. یادم نمیاد بابا دقیقا چی گفت، دلیلش یادم نمیاد. آخرش بخاطر همین فوت کرد. سال ۸۲. ۲۶ سالش بود. این شعر رو روی سنگ قبرش نوشتن. انگار این دنیا براش نبود. امیدوارم حداقل اون دنیا روحش شاد باشه.
ناصر صبوریتو دروغاتم قشنگه .mp3
زمان:
حجم:
9.8M
1:28
"ولی فردا میدونم چی پیش میاد
آخر کتاب یهجوره همیشه
همهی بهانهها مثل همه
همهی عشقا یهجور تموم میشه"
/ 2:07
"مثل شعرای کتاب مدرسه
همهی حرفاتو از بر میدونم
قصههایی که میخوای بگی به من
روزی صدبار تو کتابا می خونم"