خدایا من که غلط خوردم موهام رو کوتاه کردم. آیا تو هم باید باهام لج کنی و نذاری موهام بلندتر شه؟
فانوس دریایی.
دریا. قبلا از این اسم خوشم نمیومد. تا اینکه یه روز رندوم یه کتابی رو شروع کردم و یهو دیدم جلد چهارمش
آبنبات لیمویی رو برای بار نمیدونم چندم تموم کردم و عر زدم. و دوباره مثل بار اولی که تموم شد دلم گرفت.
فانوس دریایی.
دریا. قبلا از این اسم خوشم نمیومد. تا اینکه یه روز رندوم یه کتابی رو شروع کردم و یهو دیدم جلد چهارمش
"دریا از جنوبه. کارت دعوت عروسیایه که بهش دعوت نشده بودن ولی محسنِ دبستانی یه کارت دعوت به "اتفاق خانواده" براشون برد. کفشهای پارهایه که شخصیت اصلیِ عاشق دلش نمیومد دور بندازه.
به قول شخصیت اصلی، "پشت دریاها شهریست و پشت شهرها دریاییست"."
اصلا اینجا شهرمون یه فازیه. خیلی باهاش حال نمیکنم. ولی همزمان میدونم بعدا شاید دلم برای بعضی لحظاتش تنگ بشه
چقدر "حال را دریافتن" کار سختیه.
کاش یه دانشجو یا انسان مستقل بودم و همین فردا بند و بساطم رو جمع میکردم و میرفتم شیراز. تنهایی
من هم میدونم شما اینجا رو کلا به کتفتون میگیرید و نمیخونید، ولی نمیتونم اثبات کنم
فکر میکردم بیشتر احساساتی که دارم بخاطر نوسانات هورمونیه، ولی آخه نوسانات هورمونی تا کی؟ تا کجا؟ دست از سر مو بردارید
متوجه شدم همهی اینا عوارض زیاد تو خونه موندن و درست درس نخوندن و کنکور و نهایی داشتنه. اگه بگم دلم برای اتو زدن مانتوی رنگ عزای مدرسه هم تنگ شده احتمالا من رو کتک بزنید