فانوس دریایی.
روز چهارم: یک نقاشی رندوم که دوسش داری رو پیدا کن و در موردش بنویس، معنیش چیه بنظر تو؟ میدونی چرا ان
پینوشت: اینا رو میدونید کی نوشتم؟ همون ۲۸ اسفند. منتها میخواستم یه سری چیزا بهش اضافه کنم ولی از درستیشون مطمئن نبودم و میخواستم تو نت سرچ کنم ولی نمیشد.
هرچند الان یادم نیومد میخواستم چی بنویسم. ولی خب یهویی توی پیامای ذخیرهشدهم پیداش کردم و گفتم بفرستم دیگه.
دومین شبیه که اینجا دارم عین آدم شب میخوابم. شب اولی خالهم بود و امشب اتاق خالیه. اتاقای کناری بچهها و مامانبزرگم هستن ولی بازم
دبیر ادبیات همچین مسابقهای برامون گذاشته. هایکونویسی(؟).
ار روزی که پیامش رو دیدم، شروع کردم به نوشتن یه لیست تا اسم کتابایی که خوندم رو بنویسم و بعد فکرکنم ببینم چی به ذهنم میرسه. در آخر به این نتیجه رسیدم که من واقعا کتاب کم خوندم. این همه کتاب باحال تو دنیاست و من خیلیاشو نخوندم. یه لحظه حس کردم همینایی که خوندم هم هیچی بوده!
حالا یه چندتایی نوشتم. میخوام نظر شما رو هم بدونم. شمارهگذاری میکنم و شما نظرتون رو بگید