دومین شبیه که اینجا دارم عین آدم شب میخوابم. شب اولی خالهم بود و امشب اتاق خالیه. اتاقای کناری بچهها و مامانبزرگم هستن ولی بازم
دبیر ادبیات همچین مسابقهای برامون گذاشته. هایکونویسی(؟).
ار روزی که پیامش رو دیدم، شروع کردم به نوشتن یه لیست تا اسم کتابایی که خوندم رو بنویسم و بعد فکرکنم ببینم چی به ذهنم میرسه. در آخر به این نتیجه رسیدم که من واقعا کتاب کم خوندم. این همه کتاب باحال تو دنیاست و من خیلیاشو نخوندم. یه لحظه حس کردم همینایی که خوندم هم هیچی بوده!
حالا یه چندتایی نوشتم. میخوام نظر شما رو هم بدونم. شمارهگذاری میکنم و شما نظرتون رو بگید