دلم میخواد برم بالای کوه انقدر داد بزنم که همه بفهمن دارم روانی میشم. مخصوصا مسئولین آموزشپرورش و سنجش. کاش میتونستم سلاخیشون کنم
الان که میترسم از افکار توی ذهنم بنویسم چون میترسم کسی بخونتشون و به چوخ برم. حالا اتفاقات مهم زیادی برام نمیفته ولی خب بعضیچیزها.
دانشجو که شدم دیگه راحتتر میتونم دفترم رو از دست این و اون قایم کنم. اونوقت این پلن رو اجرا خواهم کرد.
چرا پسرخالهم گورشو گم نمیکنههه
یه بار دیگه بهم بگه پسر ژاپنی کلهشو میبرم🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯
امروز صبح مامانبزرگم رفت ختم یکی.
وقتی داشت آماده میشد ازش پرسیدم میشناختیش؟ گفت نه. ولی بازم رفت.
پسرخالهم داشت رد میشد یهو پاش خورد به لپتاپ و لپتاپ با ضرب بسته شد. یه خط توصیفش شد ولی اونلحظه من قشنگ سکته زدم. اگه لپتاپ چیزیش میشد همونجا میمردم