من الان نمیدونم چه واکنشی داشته باشم یکیش اینه که خیلی حس متفاوتیه که یه بچه با تموم صداقتش بهت اعتماد کنه و رویای آیندهش رو باهات به اشتراک بذاره..این حس خاص رو فقط معلما میتونن تجربه کنن🥲✨️
و واکنش دیگهای که اول داشتم این بود که داشتم از خنده منفجر میشدم آخه بچه دبستانی این چیزا چیه بهشون فکر میکنی 😔🤣🤣🤣
این همه وقت منتظر بودم نهم تموم شه و انتخاب رشته کنم.. اما میترسم نتیجه امتحان علوم نتیجه بخش نبوده باشه
آخه چرا خدایا اینکارو با ما میکنی امسال این آموزش پرورش قصد داره رو مغز ما سوهان بکشههه
بعد مشکل اینجاست که وضع تجربی جوریه که اگه تابستون پیش خوانی نکنی کارت لنگه و مادر من از الان منو واسه کلاس زیست اسم نوشته😭 من حتی نمیدونم میتونم تجربی بیارم یا نه
آخه علوم هم لامصب درس اصلیه خدایا من رو نارنگی کن من چه شانسی دارم بین این همه داوطلب:/
فانوس دریایی.
واقعا الان میفهمم این علاقه بیدلیلم به رشته ریاضی کاملا از سر هیجانات و تأثیرِ دیگران بود و من ۱ س
بعضی وقتا توی انتخابم شک میکنم.
گاهی میگم کاش میشد توی ریاضی اینقدر نمرات داغونی نداشتم ، یه ذره به ریاضی علاقه داشتم تا میرفتم ریاضی... اما هرکاری کردم نتونستم به این رشته علاقمند شم هربار که تلاش میکردم و هربار که نمرهم گند میخورد بدتر ناامید شدم
گاهی هم فکر میکنم کاش توی یه شهری بودیم که هنرستان های بهتری داشت و آینده خوبی میتونستم با هنر برای خودم دست و پا کنم.. اما شرایط اینجا واسه هنرستان اوکی نیست
بعضی وقتا با خودم میگم کاش مسئولیت های کمتری رو دوشم بود و میتونستم آزادانه هر رشته ای بخوام برم.. ولی نمیتونم نمیشه
اگه تجربی قبولم نکنن میرم ریاضی
و اگه ریاضی نشه ، یادم نمیاد چی رو اولویت سوم زدم 🗿 یا انسانی بود یا هنرستان یادم نیست
نمیدونم بعدش چی میشه... فقط میتونم از خدا بخوام کارم رو درست کنه..یعنی کل این سه سالم هدر رفته ..؟ فقط با یه آزمون نهایی لعنتی تف