eitaa logo
ꜱᴏᴏᴋᴏᴏᴛ🌚
75 دنبال‌کننده
54 عکس
3 ویدیو
0 فایل
سکوتی پر از حرف های نگفته⛓. قرار نبود اینجوری بشه،قرار بود فقط رفیق باشیم تا عشق🔗🗞 شروع‌بی‌پایانمون🌬 1405/02/23 پل ارتباطی مآ🌪 @Medissss نآشنآسمون🎤 https://abzarek.ir/service-p/msg/4150095
مشاهده در ایتا
دانلود
حیح
ححححححح
00:00
بریم سراغ تغییر های اینجا
🩶🕯️🌫️ بعضی پیوندها با خون ساخته نمی‌شوند؛ با سال‌ها رفاقت، اعتماد و کنار هم ماندن شکل می‌گیرند. 🩶 🌫️ در دنیایی که قدرت و خطر سایه‌به‌سایه قدم برمی‌دارند، آن‌ها تنها کسانی بودند که می‌توانستند پشت یکدیگر بایستند. خانواده‌ای که نه سرنوشت، بلکه انتخاب آن‌ها را کنار هم قرار داده بود. 🗝️ 🩶 و میان تمام این همراهی‌ها، عشقی آرام و عمیق ریشه دواند... عشقی که در سکوت رشد کرد، در سخت‌ترین روزها دوام آورد و ثابت کرد بعضی احساسات، نیازی به فریاد زدن ندارند. 🥀 🌑 «سکوت» روایت عشق، رفاقت، اعتماد و رازهایی‌ست که در دل دنیایی تاریک جریان دارند؛ داستانی که نشان می‌دهد گاهی عمیق‌ترین حرف‌ها، هرگز گفته نمی‌شوند. 🩶 ✍🏻 به قلم: میسو 🩶📖 ➤ اگر آماده‌ای قدم به دنیای «سکوت» بگذاری، به این داستان بپیوند... 🌫️🕯️
𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷: کامیار جلوی در اتاقم بود گوششو چسبونده بود ب در و میخواست بشنوه جوری غرق بود ک صدای باز شدن در اتاق خشایارو هم حس نکرد آروم قدم برداشتم سمتش حتی متوجه اینکه پشت سرشم هم نشد ضامن چاقو رو آزاد کردم و نوک چاقو زدم ب پشتش با ترس برگشت طرفم +خوب گوش دادی؟اگه چیزی هست ک میخوای بدونی ولی ما نگفتیم بگو تعارف نکن در اتاقو باز کردم و هولش دادم تو +خشایار از توی بالکن اومد بیرون -جونم؟ +مهمون داریم کامیار و هول دادم سمتش -این کجا بود؟ +دم در مشغول فوضولی برگشتم در اتاقو بستم ریموتو از کشو در آوردم و هم درو قفل کردم هم اتاقو عایق صدا کردم کامیار:بله؟ -دم در چیکار میکردی؟؟ کامیار:کاری ک خیلی وقت پیش باید میکردم -اون وقت چیکار؟ رفتم کنار خشایار کامیار:ب.گ.ا دادن باندتون و با ی لبخند ه.ی.ز و چندش داشت نگام میکرد کامیار:ب دست اوردن کیمیا کیمیا:...........
تغیرات و پارت خدمتتون
ꜱᴏᴏᴋᴏᴏᴛ🌚
بریم سراغ تغییر های اینجا
خیلیییییییییییییییییییی خوشگلهههههههه🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
عه چه خوب شدههههههه خیلی باحال شده (بعد اینکه گمش کردم😁) ولی خیلی خوب شده خشکل شده
00:00