eitaa logo
شیخ السکوت ؛
1.3هزار دنبال‌کننده
199 عکس
284 ویدیو
3 فایل
ای سالِك ، نمی‌طلبی رفیقی .. ؟ - ما جز به نام حقیقت ، قصه‌ای بر زبان نرانده‌ایم ؛ و در آینهٔ نام علی ، آفتاب را به عریانی دیدیم .. پیش از آن‌که داوری کنی ، بدان : نه در زندان شك گرفتارم ، نه در تخت یقین آسوده .. ! [ مستانِ پرسشیم ، بی‌خانمانِ معنا ] .
مشاهده در ایتا
دانلود
با لباسی که از تنش کندند ، تیغ‌شان را تمیز می‌کردند .. 💔 [ مظلوم حسین ] .
همین که ابا عبدالله از اسب بر زمین افتاد ، فریاد زد : زینب فرار کنید ، اینها به هیچ کس رحم نمی‌کنند ، خواهرم .. 💔
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه محکوم‌اند به فراموشی ؛ [ تو ز ِ من جان بطلب من ندهم نامردم ] .
توی روضه اکثرا شنیدین ، که گفتن حسین نگران شهید شد .. میدونید نگران شهید شدن حسین چه شکلی بود ؟ تا دقیقه آخر نگران این بود ، کسی سمت خیمه ها نره .. 💔 نگران بود تعرض نشه به عمه زینب .. 💔 نگران بود که یه وقت کسی به رقیه‌اش ، کمتر از گل نگه :) . نگران بود یه وقت به عروس مادرش اهانت نکنن .. 💔 نگران مخدرات بود .‌. آخ بمیرم برای غریبیت حسین :) ..
زیر سم اسب نعل کوب شد ..
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد .. - بعد از شهادت امام ، عده‌ای حرام زاده ، لباس های آن حضرت را به غارت بردند ، که نوشته اند تمام این افراد ، بعدها به مرض لاعلاج دچار شدند .. - غارت عمومی اموال امام حسین ، و همراهانش آغاز شد .. عمر سعد ساعتی بعد ، دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت .. - یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید ، و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد .. - نزدیک غروب آفتاب است ، سر امام را جدا می‌کنند و بقیه سر ها نیز به نیزه ، سر امام را به خولی میدهند ، تا همان شب برای ابن زیاد ببرد .. بعد به دستور عمر سعد ده نفر اسبان خود را نعل تازه زدند و بر بدن مطهر امام و یاران ایشان ، تازیدند تا استخوان های امام در هم شکست ، و بدن ایشان به خاک چسبید .. 💔
شیخ السکوت ؛
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد .. - بعد از شهادت امام ، عده‌ای حرام زاده ، لباس های آن حضرت را به
در حال آن ده نفر ، ابوعمر زاهد ِ لغت شناس ، و ادیب قدیمی ، فرمود : در احوال این ده نفر بررسی کردم و همه آنان را فرزندان ِ [ زنا ] یافتم ؛
شیخ السکوت ؛
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد .. - بعد از شهادت امام ، عده‌ای حرام زاده ، لباس های آن حضرت را به
نقل شده ، برخی از آن ده اسب را ، به مصر بردند و نعل هایشان را با قیمت نجومی فروختند و کسانی که خریده بودند ، نعل ها را بر در خانه ها و دکان هایشان نصب کردند ..
رفقا بچه کوچیک دور تون هست ؟ دست تون رو بزارید روی گردنش ، ببینید چقد نرم و نازکه .. :) حالا تیر سه شعبه که هیچی .. مقتل نوشته : نیزه از گلو وارد سر اصغر نمیشد ، سر کوچک بود ، مجبور بودن از بغل ، از جای گوش نیزه رو وارد کنن .. 💔 الان سر علی اصغر به نیزه جلوی مخدراته .. رباب مادرش میبینه .. رقیه خواهرش میبینه .. زینب .. :) آخ بمیرم برات رباب .. 💔