همین که ابا عبدالله از اسب بر زمین افتاد ،
فریاد زد :
زینب فرار کنید ، اینها به هیچ کس رحم
نمیکنند ، خواهرم .. 💔
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه محکوماند به فراموشی ؛
[ تو ز ِ من جان بطلب من ندهم نامردم ] .
توی روضه اکثرا شنیدین ، که گفتن
حسین نگران شهید شد ..
میدونید نگران شهید شدن حسین چه شکلی
بود ؟
تا دقیقه آخر نگران این بود ، کسی سمت
خیمه ها نره .. 💔
نگران بود تعرض نشه به عمه زینب .. 💔
نگران بود که یه وقت کسی به رقیهاش ،
کمتر از گل نگه :) .
نگران بود یه وقت به عروس مادرش اهانت
نکنن .. 💔
نگران مخدرات بود ..
آخ بمیرم برای غریبیت حسین :) ..
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد ..
- بعد از شهادت امام ، عدهای حرام زاده ،
لباس های آن حضرت را به غارت بردند ،
که نوشته اند تمام این افراد ، بعدها به
مرض لاعلاج دچار شدند ..
- غارت عمومی اموال امام حسین ، و همراهانش
آغاز شد ..
عمر سعد ساعتی بعد ، دستور توقف غارت
را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت ..
- یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع
بعد از شهادت امام به کربلا رسید ، و برای دفاع
از حرم امام جنگید تا شهید شد ..
- نزدیک غروب آفتاب است ، سر
امام را جدا میکنند و بقیه سر ها نیز
به نیزه ، سر امام را به خولی میدهند ، تا
همان شب برای ابن زیاد ببرد ..
بعد به دستور عمر سعد ده نفر اسبان خود را
نعل تازه زدند و بر بدن مطهر امام و یاران
ایشان ، تازیدند تا استخوان های امام در هم شکست ، و بدن ایشان به خاک چسبید .. 💔
شیخ السکوت ؛
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد .. - بعد از شهادت امام ، عدهای حرام زاده ، لباس های آن حضرت را به
در حال آن ده نفر ،
ابوعمر زاهد ِ لغت شناس ، و ادیب قدیمی ،
فرمود :
در احوال این ده نفر بررسی کردم و همه
آنان را فرزندان ِ [ زنا ] یافتم ؛
شیخ السکوت ؛
حدود ساعت ۱۷ ، غارت حرم آغاز شد .. - بعد از شهادت امام ، عدهای حرام زاده ، لباس های آن حضرت را به
نقل شده ، برخی از آن ده اسب را ،
به مصر بردند و نعل هایشان را با قیمت نجومی فروختند و کسانی که خریده بودند ،
نعل ها را بر در خانه ها و دکان هایشان
نصب کردند ..
رفقا بچه کوچیک دور تون هست ؟
دست تون رو بزارید روی گردنش ،
ببینید چقد نرم و نازکه .. :)
حالا تیر سه شعبه که هیچی ..
مقتل نوشته :
نیزه از گلو وارد سر اصغر نمیشد ،
سر کوچک بود ، مجبور بودن از بغل ،
از جای گوش نیزه رو وارد کنن .. 💔
الان سر علی اصغر به نیزه جلوی مخدراته ..
رباب مادرش میبینه ..
رقیه خواهرش میبینه ..
زینب .. :)
آخ بمیرم برات رباب .. 💔